تفاوت کسی که تو تیمارستان بستری شده با آدمای دیگه اینه که اولی شجاعت بیان افکارشو داشته!
جنون…!
27 06 2009دیدگاهها : 4 Comments »
برچسبها: مینیمال, جنون
دستهها : روزمرگی, مینیمال, هویجوری
انتظار
23 06 2009آنک حقیقت است که زبان برگشاده
آری آری فریاد…
فریاد آزادی ِ رهایی از بند
و فریاد حقیقت، فریادی بیانتهاست
در سایهگاه دیوارهایی که
به کوچههای تاریک توهم
ختم میشد
ما غم را همخانه بودهایم
ما اسارت را زیستهایم
ما تازیانههای شلاق را بر پیکر عریانمان تجربه کردهایم
ما با مرگ سخنها گفتهایم
اینک فراسوی وهم و هول
آفتاب بر روزن خانمههایمان برنشسته
و نوید بهاری سبز را
بر دلهای ماتم گرفتهی شهرمان تسلی میبخشد
و اکنون….
از پس این شب پرانتظار
فروغ سپیدهدمی را منتظر است
انتظاری هول و خوف انگیز…
م.آزادی
دیدگاهها : 8 Comments »
برچسبها: آزادی, شعر معاصر
دستهها : ادبيات
پیدا کنید دروغگو را …
19 06 2009از یه طرف رهبر اتهام دزدی به هاشمی رو رد میکنه،ازطرف دیگه کروبی و موسوی رو متهم میکنه که به رئیسجمهور به مرد منتخب ملت اتهام دروغگویی زدن!!!!
اگه رهبر معظم و عظیم شأن به جای پیگیری رادیوهای بیگانه یه بار هم شده مناظرههای رئیس جمهور شریفشون رو از تیوی ایران دنبال میکرد،متوجه میشد که همین مرد متشخص و بزرگ و متکی به آرای بیست و چهار میلیونی صراحتاً اعلام کرد که هاشمی دزده،حالا این سوال پیش مییاد اگه رئیسجمهور دروغگو نیست پس حرفهای رهبر در مورد هاشمی چی میشه؟؟ این وسط یا رئیس جمهور دروغ گوئه یا….
استغفرالله…به قول یکی از دوستان شبیه طرفداران جاهلیت مدرن حرف میزنم… رهبر که دروغ نمیگه
دیدگاهها : 8 Comments »
برچسبها: اجتماعی, سیاسی
دستهها : اجتماعی- سیاسی, روزمرگی
دکتر سیدمحمود احمدینژاد!
14 06 2009نمایشی به این مزخرفی تا حالا ندیده بودم،محمود یک شبه مقام ریاست جمهوری و نماد میرحسین رو دزدید و امروز رسماً دیکتاتوری خودشو اعلام کرد،حتما فردا ادعای مقام نبوت میکنه!
دیدگاهها : 7 Comments »
برچسبها: انتخابات و مردم, احمدینژاد, ریس جمهور
دستهها : اجتماعی- سیاسی, مینیمال
انتخابات دهم!
12 06 2009بالاخره بعد از مدتها یه آب خوش از گلوم پایین رفت،بعد از هشت سال نرفتن پای صندوق رأی ، هر آنچه در توان داشتم-یعنی همون یه رأی- رو در طبق اخلاص گذاشتم تا مشتی باشه بر دهان چوپان دروغگو
پ.ن: تمام ملت پارانوئیدن،همهشون میخوان بر دهن دشمن و آمریکا و سایر دول غربی و شرقی مشت بکوبن
دیدگاهها : 4 Comments »
برچسبها: انتخابات دهم, خاطره
دستهها : اجتماعی- سیاسی, خاطره, روزمرگی
خواهشاً یه کم انتقاد پذیر باشید!
8 06 2009امروز سر موضوع انتخابات و کاندیدای اصلح با یکی از دوستان به ظاهر بیطرف حرفم شد،طرف با یه لحن تنداز دزدیهای دیگر کاندیداها و از خوبیهای احمدینژاد میگفت و اینکه هرچی میگه حقیقته،شجاعه،چشم مردم رو به حقایق پشت پرده باز کرده و از این چرندیات!هر چند این جور مواقع سکوت کردن بهتره ولی نتونستم تحمل کنم،فکر کنم لحنم تند بود یا حرفام به مذاقش خوش نیومد که قهر کرد و رفت!!
دیدگاهها : 14 Comments »
برچسبها: انتخابات, خاطره
دستهها : اجتماعی- سیاسی, خاطره, روزنوشت
نمیدونم واقعا چی بگم!
31 05 2009ازش میپرسم مادرجان،چند سالته؟
یه کمی فکر میکنه: نمیدونم،ولی هشت تا بچه دارم!!!
دیدگاهها : 6 Comments »
دستهها : خاطره, روزنوشت
حفاظت شده: رأی من….
30 05 2009دیدگاهها : برای نمایش دیدگاهها رمز را بنویسید.
برچسبها: انتخابات و مردم
دستهها : اجتماعی- سیاسی, روزنوشت, مینیمال
باز هم انتخابات!
23 05 2009رأی دادن هم مثه نماز خوندن شده،وظیفه ای که باید به جا آورد!
دیدگاهها : 12 Comments »
برچسبها: انتخابات و مردم, اجتماعی, سیاسی
دستهها : اجتماعی- سیاسی, مینیمال
کوررنگی خاطرات!
17 05 2009مشکل از اونجا شروع شد که یاد یکی از خاطرات دوران کودکیم افتادم،میخواستم رنگ لباس عیدمو تصور کنم، ولی یهو متوجه شدم که خاطره ام سیاه و سفیده!
با این که یادم بود چه رنگیه ولی هر کاری کردم نمی تونستم تصورش کنم،اولش فکر کردم شاید چون خاطره مربوط به گذشته دوره این جوری شده،ولی به هر صحنه ای فکر میکردم همون جوری بود، تمام خاطراتم این جوری بودند،تصمیم گرفتم از بقیه بپرسم، همه میگفتند که خاطراتشون رنگیه!
تا حالا نکته به این مهمی رو دقت نکرده بودم!

راستی چرا خاطرات من رنگی نیست؟! هنوز نتونستم جواب مناسبی واسه این سوال پیدا کنم،هر تصویر رنگی باید در بخش پردازش خاطرات بایگانی بشه و وقتی فراخوانی میشه رنگ تصویر چیزی مابین رنگ طبیعی و رنگ پردازش شده در سلولهای مغزیه،شاید یه قسمت از پردازش خاطرات رنگی تو مخم غیرفعال شده،شایدم واقعا کوررنگی دارم اونم از نوع کوررنگی خاطرات
دیدگاهها : 14 Comments »
برچسبها: mental problem, کوررنگی, خاطره
دستهها : خاطره, روزمرگی, روزنوشت
دیدگاههای تازه