تعویذ – شاملو

31 12 2007

به چرک می نشیند

                      خنده

به نوار ِ زخم بندی اش ار

                           ببندی

رهای اش کن

رهای اش کن

                     اگر چند

قیلوله ی ِ دیو

            آشفته می شود.

*

چمن است این

جمن است

با لکه های ِ آتش خون ِ گل

بگو چمن است این،تیماج ِ سبز ِ میر ِ غضب نیست

حتا اگر

      دیری است

                   تا بهار

بر این مسلخ

بر نگذشته باشد.

*

تا خنده یِ مجروح ات به چرک اندر نشیند

رهای اش کن

چون ما

           رهای اش کن!





شبانه

28 12 2007

شاملو رو دوست دارم اما نه به اندازه ی اخوان! این روزها بدجور به خوندن شعرای شاملو عادت کردم. شعر تنها فریادی است که هیچ وقت خاموش نمی شه،تنها صدایی که همیشه خواهد ماند!

*

مرگ ِ من سفری نیست

                             هجرتی است

از وطنی که دوست نمی داشتم

به خاطر ِ نامردمان اش.

خود آیا از چه هنگام این چنین

آئین ِ مردمی

               از دست

                          بنهاده اید؟

                   ***

پر ِ پرواز ندارم

                  امّا

دلی دارم در حسرت ِدرناها.

و به هنگامی که مرغان ِ مهاجر

در دریاچه ی ِ ماه تاب

                       پارو می کشند،

خوشا رها کردن و رفتن!

خوابی دیگر

                به مردابی دیگر!

خوشا ماندابی دیگر

                       به ساحلی دیگر

                                     به دریایی دیگر!

خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،

خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!

 آه، این پرنده

در این قفس ِ تنگ

نمی خواند.

                  ***

پ.ن: تمام هنر شعری شاملو در یک جمله خلاصه است:

خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،

خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!





میگرن – تاریخچه کلمات

24 12 2007

سوراخ های موجود بر جمجمه های 9000 ساله، شواهدی حاکی از تحقیقات متعدد بر روی علل سردرد دارد،هرچند که شواهدی علمی برای اثبات این فرضیه در دست نیست. سردرد و امراض عصبی در مدارک پزشکی مصریان باستان، مربوط به 1200 سال پیش ازمیلاد،ثبت شده است.

در 400 سال قبل از میلاد بقراط حکیم مراحل aura را که مقدم بر سردردهای میگرنی است شرح داد. به نظر می رسد که Cappadocia اولین کسی بود که میگرن یک طرفه را کشف کرد. migraine در اصل واژه ای فرانسوی است که از کلمه ی “ hemicrania “یونانی مشتق شده است. اولین بارGalenus از اصطلاح (hemicrania” (half-head” استفاده کرد که بعدها واژه ی میگرن از آن مشتق شد.او تصور می کرد رابطه ای بین مغز و معده وجود دارد(به خاطر تهوع و استفراغ و سردردی که در حملات میگرن دیده می شود). هم چنین برای تسکین درد میگرنی ،پزشک اسپانیایی به نام Abulcasis (یا Abu El Quasim ) پیشنهاد کرد که از یک قطعه آهن داغ یا جاگذاری سیر ،داخل شکاف تعبیه شده در جمجمه استفاده کنند!

در قرون وسطی برای تسکین سردردهای میگرنی از آهن داغ یا حجامت و حتی جادوگری استفاده می کردند.ابوعلی سینا میگرن را دردی ناشی از صفرای زرد توصیف کرده و در کتاب القانون فی الطب آن را این چنین توصیف کرده است:”حرکات جزئی،نوشیدن ، خوردن و صداها درد را تحریک می کنند.بیمار قادر به تحمل صداها و نور نیست.بیمار باید در تاریکی و به تنهایی استراحت کند.”

ابوبکر محمد بن زکریای رازی سردرد را بخشی از تغییرات سیکل در زنان دانسته: ” و برخی از سردردها در زنان مکن است بعد از زایمان یا سقط و در یائسگی یا دیس منوره ایجاد شود.”

در سال 1712 ، پنج فرم میگرن طبقه بندی و منتشر شد که واژه ی “Megrim”  (اصطلاح قدیمی انگلیسی که به hemicrania اشاره دارد)،تحت عنوان میگرن کلاسیک طبقه بندی شد.

Graham و Wolff در 1938 مقاله ای در حمایت از اثر ergotamine در تسکین درد میگرن منتشر کردند، در قرن بیستم Harold Wolff نظریه ی واسکولار  خود را در مورد میگرن منتشر کرد.پس از آن نظریه نورولوژیک مطرح شد که نظریه واسکولار(عروقی) Wolff را به چالش طلبید.





مونونوکلئوز عفونی

23 12 2007

Infectious Mononucleosis یا مونونوکلئوز عفونی سندرم بالینی شامل تب،فارنژیت و آدنوپاتی است که با ویروس EBV ارتباط دارد. این بیماری بااسامی مختلفی از جمله تب غده ای (glandular fever )نیز شناخته می شود.

ویروس EBV از طریق تماس نزدیک با ترشحات بدن یا ترشحات تازه ی دهانی حلقی(oropharyngeal ) منتقل می شود. EBV سلول های B را در اپی تلیوم پوشاننده ناحیه oropharyngeal را آلوده کرده و این سلول های B در گردش هستند که با گردش در تمام سیستم رتیکولواندوتلیال از قبیل کبد، طحال  و غدد لنفاوی  محیطی ،عفونت را منتشر می کنند. عفونت با  ویروس اپشتن بار(EBV ) باعث تحریک پاسخ ایمنی و سلولی می شود. پاسخ ایمنی همورال علیه پروتئین های ساختاری ویروس اپشتن بار ،اساس تست تشخیصی مونونوکلئوز عفونی(IM ) است. پاسخ لنفوسیت های T در کنترل IM ضروری است. سلول های کشنده طبیعی (NK) و سلول های کشنده +CD8 از پرولیفراسیون لنفوسیت های B آلوده به EBV جلوگیری می کنند.پاسخ سریع و کافی سلول های T در کنترل اولیه IM و پیشگیری مادام العمر از EBV ضروری است.

پاسخ ایمنی به عفونت IM به دلیل رهایش سایتوکاین های مختلف در پاسخ به لنفوسیت های آلوده به EBV ، با تب آغاز می شود،فارنژیت(التهاب گلو) به دلیل پرولیفراسیون لنفوسیت های B آلوده به ویروس در بافت لنفوئیدی دهانی – حلقی ایجاد می شود.

عفونت با EBV یکی از علل شایع فارنژیت در تمام سنین (به ویژه جوانان) در US می باشد. بیماران مبتلا به IM بیش از همه دچار خستگی شدید شده که ممکن است پس از سه ماه به طور تدریجی برطرف شود.در بعضی از افراد پس از بهبودی از عفونت فرد وارد یک مرحله مزمن خستگی بدون علایم عفونت با EBV می شود که به آن  (chronic fatigue syndrome  (CFS می گویند.این سندرم در نتیجه ی ویروس اپشتن بار نیست اما ممکن است عفونت با EBV باعث ایجاد این شرایط شود.مرگ و میر ناشی از IM ناشایع است اما ممکن است به دلیل پارگی خودبه خود طحال و به عنوان اولین علامت بیماری باشد. بسیاری از موارد IM تحت بالینی بوده و ممکن است تنها نشانه ی بیماری پاسخ سرولوژیکی مثبت باشد.درگیری CNS و انسداد راه هوایی ممکن است مرگ و میر ناشی از IM را افزایش دهند.

اغلب بیماران مبتلا به عفونت EBV بدون علامت بوده و یا علایم اندکی از خود بروز می دهند.تقریباً 90% بزرگسالان سابقه ای از عفونت EBV را دارند. دوره کمون EBV حدود 2-1 ماه بوده ،بیشتر بیماران سابقه ی خستگی طولانی و دردعضلانی را با عفونت EBV گزارش می دهند. بیماران معمولاً تب خفیفی دارند ولی لرز در این بیماران ناشایع است.درد عضلانی و مفصلی نسبت به دیگر عفونت های ویروسی کمتر شایع است.تهوع،بی اشتهایی، بدون استفراغ از علایم شایع است. سرفه ، ترس از نور و درد قفسه سینه ممکن است از علایم IM باشند.

داروی های ضد ویروسی مثل آسیکلوویر و گان سیکلوویر در درمان EBV کارایی ندارند.بیمارانی که دچار پارگی خودبه خود طحال می شوند به جراحی نیاز دارند،برای بیمارانی که دچار انسداد راه های هوایی شده اند از استروئید ها استفاده می کنند.IM نیاز به رژیم غذایی خاصی ندارد،هنوز RF خاصی برای IM (به جز تماس نزدیک با ترشحات دهانی حلقی بیمار آلوده با EBV ) شناسایی نشده است.بیماری که به IM مبتلا هستند باید حداقل 3 هفته استراحت مطلق داشته باشند.

بیمارانی که کشت گلو برای کلونیزاسیون استرپ گروه A در آن ها مثبت هست نباید برای IM درمان شوند زیرا درمان این افراد باعث بروز راش های ماکولوپاپولار می شود.

منبع





پرنده فقط یک پرنده بود!

21 12 2007

پرنده گفت:” چه بوئی، چه آفتابی،آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.”

پرنده از لب ایوان پرید،مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدم ها را نمی شناخت

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و  لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

پرنده،آه،فقط، یک پرنده بود.

فروغ فرخزاد





ترامادول- داروخانه

17 12 2007

 (tramadol (TRAM a dol یک مسکن شبه مخدر است که با اسم های تجاری Ultram, Ultram ER (و بایومادول)از سال 1995 وارد بازار دارویی شده است.در ابتدا تصور می شد که به دلیل اثرات خفیفی که ترامادول در تسکین درد داشته و هم چنین به دلیل خواص مخدری ضعیفی که دارد، می توان از آن به عنوان داروی ترک اعتیاد استفاده کرد اما بعدها گزارشاتی از وابستگی و علایم شدیدتری از ترک مصرف (به دلیل اثر دارو بر گیرنده های مخدر(µ-opioid) در دستگاه عصبی مرکزی)در افرادی که از آن به عنوان داروی ترک اعتیاد یا برای کاهش درد ناشی از ترک اعتیاد استفاده می کردند،ارائه شد.در صورت اعتیاد به ترامادول، ترک اعتیاد باید تحت نظر پزشک و به صورت کاهش تدریجی دوز مصرفی باشد.

موارد مصرف قانونی:

ترامادول برای تسکین دردهای متوسط تا شدید در بزگسالان استفاده می شود.

اطلاعاتی که در مورد ترامادول باید بدانیم

نکته مهم:افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است. 

استفاده بیش از حد (Overdose ) می تواند کشنده باشد.علایم Overdose دارو عبارتند از: خواب آلودگی،تنفس کم عمق،کندی ضربان قلب،ضعف مفرط،پوست سرد و مرطوب ، احساس سبکی سر،غش یا کما.

به دلیل وابستگی که ترامادول ایجاد می کند،نباید مصرف آن را به دیگران توصیه کرد(به ویژه فردی که سابقه اعتیاد دارویی دارد) و تنها باید توسط فردی که دارو برای او تجویز شده استفاده شود.ترامادول می تواند باعث اختلال واکنش های عصبی و قدرت تفکر فرد شود، از این رو  هنگام استفاده از این دارو از رانندگی خودداری شود.

 مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ترمور(رعشه)،لرز،توهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی .

نباید ترامادول را همراه با این مواد استفاده کرد:

- الکل یا مواد مخدر

-داروهای مخدر ضد درد

- داروهای آرامش بخش از قبیل والیوم

- داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب

- داروهای ضد اختلالات دو قطبی و اسکیزوفرنی(جنون جوانی)

ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد. ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود.

نحوه مصرف دارو

قرص های ترامادول را نباید خرد کرد (از پودر قرص خرد شده نباید به صورت استنشاقی یا رقیق شده با مایع استفاده کرد چون باعث اثرات تهدید کننده حیات،Overdose یا مرگ می شود)،این دارو تنها به صورت قرص خوراکی استفاده می شود.در صورتی که با تجویز پزشک ترامادول مصرف می کنید،بدون کم و کاست از نسخه ی پزشک پیروی کرده و از مصرف دوزهای بالاتر دارو خودداری کنید.نباید بیش از 300 میلی گرم در روز استفاده شود.ترامادول را با یک لیوان پر آب مصرف کنید.هم چنین می توان دارو را با یا بدون غذا مصرف کرد اما هر بار به روشی مشابه از دارو استفاده کنید(مثلاً اگر بار اول با غذا مصرف می کنید تا آخر دوره درمانی همین روش را ادامه دهید).

اگر از قرص های آهسته رهش استفاده می کنید ممکن است قرص را در مدفوع خود ببینید که امری طبیعی است.دوزهای مصرفی خود را بدون نظر پزشک تغییر ندهید.

در صورت فراموش کردن یک دوز در اولین فرصت دوز فراموش شده را مصرف کنید ، اگر نزدیک دوز بعدی دارو باشد،بدون توجه به دوز فراموش شده،زمان بندی دارویی را رعایت کنید.

اثرات جانبی دارو

- علایم آلرژی از قبیل خارش،مشکلات تنفسی،ورم صورت،لب ها و زبان یا گلو

- تشنج

-راش های قرمز،تاول پوستی

- تنفس کم عمق و ضربان ضعیف

اثرات جانبی کم اهمیت تر:

- خواب آلودگی و گیجی،تهوع،استفراغ،یبوست،کاهش اشتها، لکه های بینایی،فلاشینگ(قرمزی،گرمی ) و بی خوابی.

تداخلات دارویی ترامادول

- مهارکننده های MAO از قبیل : ایزوکربوکساید (Marplan)،ترانیل سیپرومین (Parnate)،فنلزین (Nardil)،سلژلین (Eldepryl, Emsam).

-داروهای ضد افسردگی از قبیل آمی تریپتیلین (Elavil)،سیتالوپرام(Celexa)،کلومی پرامین (Anafranil)،دزی پرامین(Norpramin)،فلوکستین(Prozac, Sarafem).

در صورت مصرف کاربامازپین، وارفارین، دیگوکسین، کتوکنازول، اریترومایسین، ریفامپین و کینیدین قبل از استفاده از ترامادول ،پزشک خود را در جریان بگذارید.

منبع

پ.ن: این پست را تقدیم می کنم به شیخ وردپرس.





تاریخچه کلمات – سیفلیس

15 12 2007

واژه ی syphilis توسط پزشک و شاعر ایتالیایی Girolamo Fracastoro در یکی از رزمنامه هایی که به لاتین سروده به نام Syphilis sive morbus gallicus(سیفلیس یا بیماری فرانسوی)،در 1530 اختراع شد. شخصیت اصلی این داستان چوپانی به نام Syphilus است.Syphilus و پیروانش به دلیل مخالفت با آپولو اولین کسانی هستند که به این بیماری مبتلا شده اند!

Fracastoro با اضافه کردن پسوند is_ به  Syphilus ،اسمی جدید برای این بیماری اختراع کرد،تا قبل از ابتکار  syphilis ،Fracastoro در ایتالیا و آلمان ”بیماری فرانسوی “،در فرانسه”بیماری ایتالیایی”،نامیده می شد،هم چنین هلندی ها به آن “بیماری اسپانیایی” و روسی ها “بیماری لهستانی” می گفتند!

در قرن 16 برای افتراق آن از آبله (smallpox )به آن آبله بزرگ می گفتند.از اصطلاحات “lues” و “Cupid’s Disease”(بیماری کوپیدون خدای عشق) و شیر سیاه (در اسکاتلند) نیز برای آن استفاده می کردند.

پ.ن: در تاریخ آمده که هیتلر بزرگ هم به این بیماری مبتلا بوده اند!

منبع





مصرف سدیم – بایدها و نبایدها

14 12 2007

بدن برای حفظ تعادل آب و الکترولیت های بدن، انتقال پیام های عصبی و برای عملکرد صحیح عضلات به مقدار کمی سدیم نیاز دارد. کلیه ها میزان سدیم را در بدن تنظیم می کنند.وقتی سطح سدیم در بدن پایین است،کلیه ها دفع سدیم را کاهش داده و در صورت افزایش سدیم ، آن را از طریق ادرار دفع می کنند. اگر کلیه ها قادر به تنظیم میزان سدیم بدن نباشند،سطح خونی سدیم افزایش می یابد. با افزایش سطح سدیم، بدن برای حفظ تعادل الکترولیتی آب را هم نگه داشته و به این ترتیب حجم خون افزایش پیدا کرده و شدت ضربان قلب و فشار داخل رگ ها افزایش می یابد.

برخی از افراد نسبت به افزایش سدیم حساسیت بیشتری دارند و ممکن است با افزایش سدیم در رژیم غذایی دچار فشار خون بالا و بیماری های قلبی -کلیوی وابسته به آن شوند.

بدن انسان به چه میزان سدیم نیاز دارد؟

بدن یک انسان سالم، روزانه به  2.400 – 1.500 میلی گرم سدیم نیاز دارد.بیماران دیابتی، کلیوی و فشار خون بالا باید میزان سدیم مصرفی خود را در پایین ترین میزان توصیه شده تنظیم کنند،زیرا این افراد به افزایش فشارخون ناشی از مصرف زیاد سدیم،حساس تر هستند.

سه منبع اصلی سدیم

- غذاهای آماده: بیشترین درصد سدیم رزیم غذایی مربوط به غذاها و سبزیجات کنسرو شده و یخ زده است زیرا شرکت های غذایی برای نگهداری غذاها و بهبود طعم آن ها از سدیم یا ترکیبات محتوای سدیم استفاده می کنند.

- ترکیبات سدیم دار: یک قاشق چای خوری از سس سویا حاوی 2.325 میلی گرم سدیم است.بنابراین استفاده از این قبیل چاشنی ها هنگام پخت غذا باعث افزایش سدیم در رژیم غذایی می شود.

- منابع طبیعی سدیم: سدیم به طور طبیعی در برخی غذاها از قبیل گوشت،مرغ،لبنیات و سبزیجات مختلف وجود دارد.به عنوان مثال یک فنجان شیر کم چرب حاوی 110 میلی گرم سدیم است!

با توجه به اهمیت تنظیم سدیم در رژیم غذایی توصیه می شود هنگام خرید فراورده های غذایی به میزان سدیم یا ترکیبات سدیم داراستفاده شده درآن ها توجه کنید!

برخی ترکیبات سدیم دار معروف:

- مونوسدیم گلوتامات (MSG )

- فسفات دی سدیم

- آلژینات سدیم

- نیترات سدیم یا نیتریت

روش های کاهش سدیم مصرفی

- استفاده از غذاهای تازه: میوه ها ،سبزیجات و گوشت تازه سدیم کمتری دارند.

- انتخاب محصولات با سدیم کمتر: در صورت استفاده از غذاهای آماده،آن هایی را انتخاب کنید که سدیم کمتری دارند.

- سدیم را تا آن جایی که می توانید از سبد غذایی خود حذف کنید!

- کاهش استفاده ازچاشنی های غذایی : مثل خردل،کچاب و سس های مختلف

- استفاده از جایگزین : استفاده از سدیم کلرید و پتاسیم کلرید(در صورت نقص کلیوی نباید استفاده شود).

منبع





ایبوپروفن-داروخانه

13 12 2007

(ibuprofen (eye byoo PROE fen از دسته ی داروهای ضد التهاب غیراستروئیدی است که با نام های تجاری مختلفی در بازار دارویی موجود است( مثلAdvil, Ibu-Tab, Midol IB, Motrin, Nuprin, Pediacare Fever, Rufen )،ایبوپروفن از طریق کاهش هورمون هایی که باعث التهاب و درد می شوند عمل می کند. ایبوپروفن برای کاهش تب و درمان درد یا التهاب در شرایطی مثل سردرد،دندان درد،کمردرد،آرتریت(التهاب مفصل)،کرامپ های قاعدگی یا جراحت های خفیف استفاده می شود.

اطلاعاتی که باید در مورد ایبوپروفن باید بدانیم

این دارو می تواند خطر حملات قلبی عروقی و مغزی را بالا ببرد،این خطر در استفاده طولانی مدت از این دارو بیشتر است.این دارو نباید قبل یا بعد از جراحی های بای پس قلبی (CABG ) استفاده شود.

در صورت بروز علایم حملات قلبی عروقی مثل دردقفسه سینه،ضعف،کوتاهی تنفس و اختلالات بینایی یا تعادلی پس از مصرف این دارو سریعاً به پزشک مراجعه کنید.این دارو می تواند اثرات جدی بر معده و روده گذاشته و باعث سوراخ شدگی یا خونریزی شود.این شرایط می تواند کشنده باشد یا بدون علامت هشداردهنده ای طی مدت زمانی که ایبوپروفن مصرف می کنید روی دهد.در صورت مشاهده علایم خونریزی معده یا روده از قبیل مدفوع خونی و قیری یا استفراغی که پایه ی قهوه مانند داشته باشد، فوراً به پزشک مراجعه کنید.

نحوه مصرف ایبوپروفن:

نباید این دارو را بیشتر از مدت زمان تجویز شده مصرف کرد،مصرف بیش از حد ایبوپروفن(overdose ) می تواند باعث آسیب معده یا روده شود. حداکثر دوزقابل استفاده ایبوپروفن برای بزرگسالان 800mg در هر بار یا 3200mg در روز است. فقط در دوزهای کم برای کاهش درد،تورم یا تب استفاده می شود. در صورتی که برای پیشگیری از حملات قلبی عروقی یا CVA آسپرین مصرف می کنید از مصرف همزمان آن با ایبوپروفن خودداری کنید زیرا اثرگذاری آسپرین را کم می کند و اگر مجبور به استفاده همزمان این دارو هستید،ایبوپروفن را حداقل 8 ساعت قبل یا 30 دقیقه بعد از آسپرین(بدون پوشش روده ای) مصرف کنید.

ایبوپروفن را در دمای اتاق و به دور از رطوبت و گرما نگهداری کنید.

نکته مهم: هنگام مصرف ایبوپروفن از خوردن الکل خودداری کنید! الکل خطر خونریزی و سوراخ شدگی معده را افزایش می دهد.

در صورت مراجعه به پزشک قبل از دریافت ایبوپروفن پزشک خود را از سابقه ی بیماری های قلبی عروقی،اختلالات انعقادی،زخم معده یا خونریزی های دستگاه گوارش،آسم، پولیپ بینی،بیماری کلیوی یا کبدی، بیماری لوپوس،مصرف سیگار با خبر کنید. داشتن یکی از اختلالات مذکور مصرف ایبوپروفن را برای شما ممنوع می کند!

مصرف ایبوپروفن در سه ماهه آخر حاملگی بر جنین اثرات مضری داشته و باعث نقایص مادرزادی می شود،بنابراین نباید طی حاملگی استفاده شود مگر این که تجویز پزشک باشد.

نکات مهم در مورد نحوه مصرف دارو:

فراموش کردن دوز دارویی:

نیازی به جبران نبوده،می توانید بدون توجه به دوز فراموش شده تا فرارسیدن زمان مصرف دوز بعدی صبر کنید.

استفاده بیش از حد دارو:

مصرف بیش از حد ایبوپروفن(overdose ) می تواند باعث آسیب معده یا روده شود علایم آن شامل: تهوع،استفراغ، درد معدی،خواب آلودگی، مدفوع خونی یا قیری، سرفه خونی، تنفس کم عمق،غش یا کما.

نکته قابل توجه: ایبوپروفن می تواند حساسیت پوست نسبت به آفتاب را افزایش دهد بنابراین هنگام استفاده از این قبیل داروها بهتر است از ضدآفتاب (حداقل SPF 15 ) استفاده کنید.

اثرات جانبی ایبوپروفن:

- نشانه های آلرژی خارش ،تنفس مشکل، ورم صورت،لب،زبان یا گلو.

- درد قفسه سینه،ضعف،کوتاهی تنفس،لکنت زبان،مشکلات بینایی یا تعادلی

- مدفوع خونی یا قیری و سیاه

- استفراغ و سرفه خونی

- ورم یا افزایش وزن سریع

- کاهش اشتها،ادرار تیره،مدفوع خاکی، یرقان تهوع و درد معده

- تب،درد گلو و سردرد و راش های پوستی قرمز

- خونریزی سریع،خارش شدید،بی حسی،درد،ضعف عضلانی ،افزایش حساسیت به نور، لرز و لکه های ارغوانی روی پوست و تشنج.

در صورت بروز علایم زیرمصرف ایبوپروفن را متوقف کرده و به پزشک مراحعه کنید:

- ناراحتی گوارش،یبوست،اسهال، سوزش سردل خفیف

- نفخ شکمی و سردرد،اضطراب و گیجی،خارش پوستی یا راش

- لکه در میدان بینایی و صدای زنگ در گوش

تداخلات ایبوپروفن:

- آسپرین و سایر NSAIDs مثل diclofenac (Voltaren), etodolac (Lodine), flurbiprofen (Ansaid), indomethacin (Indocin), ketoprofen (Orudis), ketorolac (Toradol), mefenamic acid (Ponstel), meloxicam (Mobic), nabumetone (Relafen), naproxen (Aleve, Naprosyn), piroxicam (Feldene)

-ACE inhibitor مثل benazepril (Lotensin), captopril (Capoten), fosinopril (Monopril), enalapril (Vasotec), lisinopril (Prinivil, Zestril), moexipril (Univasc), perindopril (Aceon), quinapril (Accupril), ramipril (Altace), or trandolapril (Mavik).

- لیتیوم(Eskalith, Lithobid).

- دیورتیک ها از قبیل فوروسماید(Lasix)

- متوتروکسات (Rheumatrex, Trexall).

- استروئیدها مثل پردنیزون

- وارفارین(Coumadin).

منبع





هورمون رشد و لیپودیستروفی HIV

11 12 2007

سندرم لیپودیستروفی HIV با آدیپوسیتی احشای شکمی،کاهش چربی زیرپوستی اندام ها،مقاومت به انسولین و دیس لیپیدمی مشخص می شود.

ناهنجاری های متابولیسمی و ساختاری بدن طی درمان ضد ویروسی در بیماران آلوده به ویروس نقص اکتسابی انسان(HIV )شایع است.علاوه براین ، AIDS wasting syndrome نیز باعث کاهش توده استخوانی و حجم عضلات اسکلتی وکاهش توان و عملکرد آن ها می شود.

هورمون رشد(GH ) که توسط هیپوفیز قدامی ترشح می شود و از طریق تحریک ترشح IGF -I بر بافت هدف اثر می گذارد،در دوزهای بالا می تواند آثار ناشی از این سندرم را (از قبیل کاهش حجم عضلات اسکلتی و استخوان و به هم خوردن توزیع چربی در بدن) در بیماران با لیپودیستروفی HIV بهبود بخشد اما باعث احتباس آب و نمک ،سندرم تونل کارپال و مقاومت به انسولین هم می شود.دربرخی مطالعات دوزهای پایین تر هورمون رشد اثرات درمانی مشابه با اثرات جانبی کمتری داشته است.هر چند نقش درمانی آنالوگ های GHRF (فاکتور ترشح کننده هورمون رشد) در درمان این سندرم هنوز نامشخص است اما دیده شده که تزریق زیرجلدی tesamorelin،2mg (یک GHRF صناعی)به مدت 26 هفته در مقایسه با placebo ،آثار درمانی بهتری دارد.

منبع