شاملو رو دوست دارم اما نه به اندازه ی اخوان! این روزها بدجور به خوندن شعرای شاملو عادت کردم. شعر تنها فریادی است که هیچ وقت خاموش نمی شه،تنها صدایی که همیشه خواهد ماند!
*
مرگ ِ من سفری نیست
هجرتی است
از وطنی که دوست نمی داشتم
به خاطر ِ نامردمان اش.
خود آیا از چه هنگام این چنین
آئین ِ مردمی
از دست
بنهاده اید؟
***
پر ِ پرواز ندارم
امّا
دلی دارم در حسرت ِدرناها.
و به هنگامی که مرغان ِ مهاجر
در دریاچه ی ِ ماه تاب
پارو می کشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خوابی دیگر
به مردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!
خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،
خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!
آه، این پرنده
در این قفس ِ تنگ
نمی خواند.
***
پ.ن: تمام هنر شعری شاملو در یک جمله خلاصه است:
خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،
خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!
دیدگاههای اخیر