ژانویه 30, 2008 روی 3:26 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر بهداشت و سلامت, پزشكي
با پیشرفت های اخیر در علم پزشکی و روش های تصویربرداری نوین دانشمندان می توانند عملکرد قشر مغزی را در هنگام انجام فعالیت هایی هم چون حساب،ساخت موسیقی،نوشتن،شعرگفتن یا دیدن فیلم بررسی کنند. هم چنین اطلاعاتی در مورد تغییرات حسی و فکری مرتبط با اختلالات روانی ، ضایعات مغزی ،صرع و اثرات مضر داروها به دست آمده است.
برخی دانشمندان هم چون Francis Collins ( در The Language of God ) از بیولوژی مولکولی و عملکرد مغزی برای بحث پیرامون وجود خدای شخصی استفاده کرده اند، کولین با بررسی فرهنگ های مختلف انسانی در طی قرن های اخیر به این نتیجه رسید که برخی ساختارهای اساسی در مغز به خدا نیاز دارند!
با توجه به این که تمام انسان ها به طور ذاتی قادر به تشخیص خوب و بد هستند، کولین پیشنهاد کرد که این ویژگی ها از یک ساختار ذاتی مغز منشأ می گیرند،او حتی پا را فراتر نهاده و چنین استدلال کرد که قوانین اخلاقی و معنوی توسط خداوند در مغز ما کاشته می شوند!
اما برخی دانشمندان معتقدند که قوانین اخلاقی و رفتارهای نوعدوستی به دلیل تسهیل رفتارهای اجتماعی نگهدارنده حیات گونه در داخل مغز انسان برنامهریزی شده اند.
دانشمندان دیگر با استفاده از اطلاعات مشابه به نتایج دیگری دست یافتهاند که دین و مذهب نتیجه تکامل است.به عنوان مثال David Linden اخیراً پیشنهاد کرده مکانیسمهای ویژهای که باعث تغییرات تکاملی در ساختار مغز شده ممکن است مسئول تکامل مذهب،عشق،حافظه و رویاها باشند و به همین دلیل است که قشر مغزی انسان های امروزی نسبت به انسان های نخستین ضخامت بیشتری دارد. لیدن معتقد است ارتباطات بین مغزی به زیبایی و مهارت تمام طراحی شده است. لیدن هم چنین در مورد مکانیسم های عصبی بحث می کند که ممکن است زمینهساز ایمپالسهای مذهبی باشند. او برخی تصورات را به صحبت تشبیه کرده است که در افراد به دلیل ناسازگاری اطلاعات رسیده از دو نیمکره مغزی ایجاد می شوند.
Trimble نورولوژیست انگلیسی در کتاب The Soul in the Brain رابطه بین مغز و مذهب در افراد دچار صرع را بررسی کرده است. Trimble معتقد است که تعصبات مذهبی قبل از صرع ایجاد می شوند، از طرفی بسیاری از افراد معروف که در تاریخ اسامی آن ها ذکر شده دچار complex partial seizures ( نوعی از صرع که به خاطر درگیری لوب گیجگاهی به آن صرع تمپورال هم می گویند،در این افراد سیستم لیمبیک دچار اختلال است) بودهاند که همراه با انجام مراسم سخت مذهبی بروز کرده است به عنوان مثال ژوزف اسمیت (بنیان گذار مورمون ها) نیز در مورد شنیدن صداها و دیدن نورهای خاصی صحبت کرده است.William James ( روانشناس قرن نوزده) نیز به این نکته اشاره کرده که نئشه و توهمات شنوایی و بینایی در قدیسان و صوفیان در ارتباط با مذهب بوده و بدون هیچ توصیف علمی باعث تغییر شرایط هوشیاری بیشتر این افراد شده است.( مشابه عمل LSD و مسکالین)
با توجه به افزایش اطلاعات بشر در مورد نحوه عملکرد مغزی و ساخت داروهایی که بر مکانیسم های مغزی تأثیر میگذارند (مثل ضدافسردگی ها و داروهای ضدسایکوز و داروهای موثر بر گیرنده رسپتور سروتونین) از این داروها می توان به عنوان ابزاری قوی برای روشن کردن اساس مولکولی مغز انسان استفاده کرد.Trimble چندین منطقه را که بیشتر آن ها در لوب گیجگاهی قرار دارند- نواحی که نورون های سروتونی را دریافت می کنند- و سازگار با نواحی است که داروهای ضدسایکوز بر آن ها عمل می کنند،پیشنهاد کرده است.
همهی این یافتهها ما را به رابطهی بین مراسم و شرایط مذهبی ، شعر و موزیک رهنمون می کند که Trimble جایگاه هر سه را در نیمکره راست مغز تعیین کرده است.ممکن است یکی از این تحقیقات اخیر منجر به شناخت نیمکره غالب در مورد مسائل مذهبی شود.
باید دید که دانشمندان می توانند با وجود تکنولوژیهای تصویری و تست های شناختی حساسیت خالق را در برتری یکی از نیمکره های مغزی تعیین کنند یا نه!
منبع
پیوند پایدار
اینا رو باید به یه سری از خدا بی خبر گفت تا بدونن …
تورج عاطف wrote @ ژانویه 30, 2008 at 10:18 ق.ظ
بسیار جالب بود اخیرا کتابی در مو ر د تار یخ ادیان می خو انم که بر اساس این نظریه شما بسیاری از تو همات و ادعاها و باور ها و قبول این باور ها و گسترششان توجیه پیدا می کند
با سپاس
رضا عظیمی wrote @ ژانویه 31, 2008 at 4:22 ب.ظ
خوب این یعنی مذهب یه چیز طبیعی هست یا مصنوعی بالاخره؟ حاصل تکامله یا اقتضای طبیعت؟
در طبیعی بودنش که شکی نیست !
خب ما بشتر ترجیح می دهیم به جستجوی عقل در مغز! باشیم 
یافت می نشود گشته ایم ما!
خیلی عالیه که این مطلب رو نوشتی،
همیشه فکر می کردم شاید یکی از نظر هام در مورد اینکه پزشکی بهتر از معنویات کمک بگیره - فکر می کنم نوشتم برات دقیقاً یادم نیست - در هر حال فکر می کردم شاید کوچه باغ از بنده ناراحت باشه اما با خوندن این متن واقعاً خوشحال شدم، در هر حال هر چند یک روزی بنده فونت هام رو یک دست می کردم ولی یادم هست که پیشنهادش رو شما دادی.
در کتاب زهیر پائولو کوئلیو در مورد افرادی که نویسنده بودن و صرع هم داشتن کمی نوشته
کلاً در اطراف بدن لایه هایی از انرژی وجود داره که سطح 3 و 4 مربوط به عقل پست و عقل پیشرفته میشه
تعداد این لایه های یا همون هاله ها مثل خیلی چیزهای دیگه 7 تا هست و کلاً بیشتر در موردش نمی دونم ولی حالت های عصبی بعضی از جوان ها و یا بعضی از خودکشی ها - البته نه همه و نه تمام حالات عصبی - یک جورایی ربط داره به مسائل الهی، البته در بعضی افراد کاملاً ، ولی خوب گاهی بعضی ها چون دووم نمی یارن پایه این حالت ها دچار فاصله عجیبی از الهیات میشن مثل لیلی که ظرف مجنون رو میشکست - دقیقاً نمی دونم ماجرا چی بوده ولی یه جورایی در مورد عشق بوده. حالا همین حالات در مورد عشق به خدا میشه بررسی بشه که چرا تشنج ، صرع، خشم، مریض های اعصابی که در واقع خیلی عاقل و پاکتر از ما هستن - البته بعضی موارد - خلاصه باید بگم متشکرم بعد از مدت ها سر زدن به وبلاگ شما مطلب جالبی خوندم، موفق باشید
خوشحالم بعد از مدت ها یه مطلب نوشتم که نظر شما رو جلب کرد
ولی خوب گاهی بعضی ها چون دووم نمی یارن پایه این حالت ها
well sometimes some guys can’t bear these situations
بنده این قسمت رو ترجمه فارسی به فارسی می کنم:
ُگاهی بعضی از دوستان در این شرایط طاقت دوام نمی آورند.
گاهی که نه اکثر اوقات ادبیاتم اشتباه میشه، خیلی به زبان انگلیسی علاقه داشتم وقتی خواستم یاد بگیرم مثل کلاغی که پیروی کرد از راه رفتن کبک - یا یک پرنده دیگه -راه رفتن خودم رو هم یادم رفت.
منم این جوری شدم،بیشتر به خاطر مشغله ذهنیه.
ali786 wrote @ فوریه 3, 2008 at 1:07 ب.ظ
سلام
مطلب جالب بود ممنون .
یا علی مدد .
شبستان wrote @ فوریه 3, 2008 at 7:08 ب.ظ
والله همه رو خوندم ولی به جان خودم انقدر گنگ بود که هیچی نفهمیدم! (شاید گنگ هم نه ولی حرفهای)
حالا خدا هستش یا مغز خودش ساختتش؟!
مهم نیست شبستان جان خودشونم نفهمیدن چی گفتن 
راستش اون جور که من فهمیدم خدا از طریق یک سری مسیرهایی که در مغز انسان وجود داره برای ارتباط با بندگان خاص خودش استفاده می کنه که می گن نوروترانسمیتراین مسیرها سروتونینه واسه همینه که در افرادی که دچار جنون می شن یا ادعای پیامبری می کنن این داروها موثر واقع می شه حالا بماند که فرق بین پیامبران و این جور افراد چیه!!!
البته خدا ساخته ذهن بشرنیست چون همون جور که در بالا هم گفته شده مسیرها و مکانیسم هایی در مغز وجود داره که نبودن خالق رو زیر سوال می بره!
بنده سر نزدنم به وبلاگ شما برای این دلیل نبود که نظرم جلب نمی شد، درگیر زندگی بودم و کمتر به وبلاگ ها سر می زدم،
در کل بسیاری از اوقات به وبلاگ ها سر می زنم و نظری نمی گذارم با وجود اینکه نظر بنده را بسیار جلب می کنند دوستان
در مورد مشغله ذهنی هم کاملاً درسته اما در مورد بنده در حقیقت مربوط به ساختار ذهنی فکر می کنم باشه که بسیار هم - تقریباً - از این ساختار فکری راضی هستم،
نظر شما رو هم در مورد شبستان خوندم و کاملاً به این نظر فکر می کنم، دکتر
موفق باشید.
حق با شماست، اگر در این مورد به نتیجه ای رسیدید ممنون می شم منو در جریان بذارید.
شبستان wrote @ فوریه 5, 2008 at 8:26 ق.ظ
بازم نفهمیدم. چه جوری مثلا؟ یعنی این مسیرها به خدا وابسته است یا خدا به این مسیرها وابسته است؟ یا مثلا کسی که به خدا اعتقاد نداره از این مسیرهاش بن بسته؟!
خدا که به چیزی وابسته نیست اما در کل دانشمندان معتقدند که هنگام وحی خداوند از طریق این مسیرها پیام های خود را به پیامبران الهام کرده،کسانی هم که به خدا اعتقاد ندارن این مسیرها رو احتمالاً دارن اما همون طور که خودتون هم خوب می دونید خداوند از پیامبران برای رساندن پیام هاش به این جور افراد استفاده می کنه البته این سوال آخرتون منو به شک انداخت! بد نیست یه تحقیقی در موردش انجام بدیم
mk wrote @ فوریه 5, 2008 at 1:28 ب.ظ
سلام . جالب بود.دستت درد نکنه.
راستی من جدیدا وردپرسی شدم. زیاد هم توی سیاست نیستم. اگه وقت کردی و یه سری به وبلاگ منم زدی و نظرتم گفتی خیلی خوشحال میشم
خوش آمد می گم.
Gajamoo wrote @ فوریه 7, 2008 at 3:49 ب.ظ
انگاری دیر رسیدیم و همه حرفاشون رو زدند.
دوست نداشتم کامنت تکراری بذارم.
موفق تر از همیشه باشی
mguitar wrote @ فوریه 9, 2008 at 1:51 ب.ظ
good
آمیر wrote @ فوریه 12, 2008 at 3:32 ب.ظ
به قول مادربزرگم…خیلی تخصصی شد!!
شبستان wrote @ فوریه 13, 2008 at 7:24 ب.ظ
اگر همه این مسیرها رو دارن که خدا میتونست به همه الهام کنه دیگه. لازم نبود به یک نفر الهام کنه، بعد بهش بگه برو به بقیه بگو! مثل اینکه من در گوش شما یه چیزی بگم بعد بگم حالا شما بلند همون رو داد بزن. حالا طرفی که شما براش دادبزنی شاید با خودش بگه از کجا معلوم دقیقا همون رو گفت؟!
دوم اینکه اگر خدا از طریق مسیرهای توی مغز با پیامبر ارتباط برقرار میکرده تکلیف جناب جبرئیل که در تمام کتب آسمانی ازشون نام برده شده چه میشود؟!!!
شبستان جان شرمنده، از نوشتن این پست پشیمونم کردی 
این جور سوالات هم برای خودم بارها پیش اومده با هیچ دلیل و بر هانی هم قانع نشدم، شاید بعدها دانشمندان یه چیزهایی در مورد جبرئیل هم کشف کردند یا شاید جبرئیل واسطه ی الهامات باشه!!!
ayyoob110 wrote @ فوریه 14, 2008 at 12:20 ب.ظ
خیلی جالب بود ! خیلی از این مقاله ها شاید جا برای بحث زیاد داشته باشند اما در کل لذت بخشن! ممنون
پاکی جسم نیاز برای الهام های الهی، اگه اینجوری بود که همه میشدن پیامبر. شما دقت نکردید آدم های پاک چهره های نورانی دارند؟ به خاطر پاکی فکر و عملشون پاکی در چهروشون مشخص میشه.
جبریل به همین قسمت مغز احتمال داره پیام هاش رو می فرستاده البته جبریل ملک خداست باید بگیم حضرت جبریل
شبسیتان عزیز ، استعداد ها رو از بین نبرید، کمک به شکوفایی استعداد ها کنید.
اما در کل مطلب زیبایی بود.
باران wrote @ فوریه 15, 2008 at 11:09 ق.ظ
چی میگه؟!
چیز قابل عرضی نیست!
سارا رها wrote @ فوریه 24, 2008 at 8:01 ب.ظ
سلام کوچه باغ عزیز کم پیدا
منهم خیلی وقت پیش دقیقا با همین عنوان مقاله دیگری را روی بالاترین پست کرده بودم (البته مثل شما زحمت ترجمهاش را نکشیده بودم). قصدم حالا اینکه منبع مقاله مورد نظر من این بود:
http://scientificamerican.com/article.cfm?chanID=sa017&articleID=434D7C62-E7F2-99DF-37CC9814533B90D7
فکر کردم شاید دوست داشته باشی که بخوانی. مضافا بر اینکه چون اهل علم هستی این مجله بسیار معتبر است و غالبا هم از روی مقالات چاپ شده در Nature که معتبرترین ژورنال علمی ست و چاپ کردن در آن مشکل، مطلب خلاصه میکند و بعضا با دانشمندانش مصاحبه میکند و می نویسد. گفتم شاید بخواهی نگاهی بهش کنی.
زنده باشی عزیز.
ممنون ساراجون
milad wrote @ ژوئن 22, 2008 at 7:30 ق.ظ
مطالب ویرایش نشده کمی بیشتر برای نوشتن وقت بگذارید.
چشم!
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>