کشف ژن های محافظت کننده نورون های دوپامینرژیک

دانشمندان 5 ژن جدید را کشف کردند که در مدل های حیوانی(کرم های نماتودی که در سلولهای خود پروتئین انسانی آلفا سینوکلئین را دارند ) از مرگ نورون های دوپامینرژیک جلوگیری می کند.در بیماران پارکینسونی وجود کپی های اضافی از ژن کد کننده آلفا سینوکلئین در نورون های دوپامینرژیک باعث مرگ این نورون ها می شود. از این رو بیماران دچار سفتی اندام ها ، ترمور (لرزه)،اختلال در حرکات و نقص در رفلکس ها می شود.

دانشمندان با استفاده از تکنیک RNA interference)RNAi) عملکرد همه ی ژن های نماتود (867ژن) را مورد ارزیابی قرار دادند. در این ارزیابی حدود 20 ژن شناسایی شدند که اثرات آشکاری در تجمع آلفا سینوکلئین در نماتودها با افزایش سن داشتند. از این 20 ژن ، 5 ژن به عنوان عوامل محافظت کننده نورون های دوپامینرژیک شناخته شدند. هر چند که این تحقیق بر روی کرم ها انجام شده اما با توجه به این که حدود 50% ژن های مسئول بیماری های ژنتیکی در انسان ها در کرم ها نیز یافت می شود،امروزه از این نوع کرم ها به عنوان مدل های حیوانی برای انجام تحقیقات استفاده می شود.

منبع

5 دیدگاه »

  Endless Love wrote @ فوریه 18, 2008 at 6:31 ب.ظ

بسیار عالی

خیلی خوبه، عالیه، اگر دانشمندا همین طور خوب پیش بروند برای تیم ملی انتخاب می شوند.
<strong

  Endless Love wrote @ فوریه 18, 2008 at 6:33 ب.ظ

خانوم کوچه باغ ما یک نظریه در اینجا نوشتیم متوجه نشدیم چه شد.
شما این نظریۀ ما را ندیده اید؟
رفته بود تو اسپم ها، به زور گوشش رو کشیدم بیرون آوردم :)

  ارسلان wrote @ فوریه 18, 2008 at 7:51 ب.ظ

قطعا این داستان باید ریشه ای در ادب ایرانی داشه باشه ، چون ریشه های ادبی ایران و شبه قاره ی هند به هم نزدیکند و احتمال اینکه این داشتان متعلق به مثنوی باشه زیاده ، این کتابی که من دارم میخونم در بر گیرنده ی چندین داستان کوتاه هست که از ادبیات کهن وام گرفته شده و به زبانی ساده تر بیان شده ، برخی از آنها از کلیله و دمنه هست که من در اصل کتاب خوندم ، ممکنه این روایت هم از ادب پارسی برداشته شده باشه همونطور که چند روایت هم از کتب و ادبیات عرب بیان شده ، پس من بی تقصیرم ، من در این کتاب خوندم . ضمنا این کتاب در مجموع 15 داستان کوتاه است که در حجمی کم نوشته شده . ممنون بخاطر نوشتن منبع اصلی این داستان . ضمنا این توضیح رو هم بدم که من ایرانی نیستم به همین دلیل هست که بر زبان هندی تسلط دارم البته در کنار این زبان و زبان فارسی 5 زبان دیگه رو هم با تسلط صحبت میکنم .
البته چون هند زمانی تحت سلطه ایرانیان بوده و به دلیل روابط گسترده ای که ایران و هند داشته اند، احتمالاً باید حق را به مولانا داد چون هم ایرانیه هم این که نام و آوازه ی اون بیشتره :)
حالا نگفتی ایرانی نیستی یعنی چه؟
یعنی حتی یه قطره از خونت ایرانی نیست؟
یعنی هندی هستین شما؟

  Endless Love wrote @ فوریه 18, 2008 at 8:00 ب.ظ

ارسلان جان بنده زبان هندی را بسیار دوست می دارم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم.
من هم از زبان هندی خوشم می یاد، کاشکی یکی هم واسه من آرزوی موفقیت می کرد :)

  محمد کشوری wrote @ فوریه 19, 2008 at 5:29 ق.ظ

اااا پس اینطور …
یعنی ضد حال اساسی!

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>