MedReader برنامهای است که بهصورت یک فیدخوان و ویجت طراحی شده و میتوان آن را در دستکتاپ، وبلاگ یا وب سایت قرار داد و به راحتی به اخبار دنیای پزشکی دسترسی پیدا کرد.همچنین این فیدخوان امکان جستجو در میان منابع پزشکی رو هم داره،خلاصه اگر طالب دستیابی به جدیدترین اخبار روز پزشکی درکمترین زمان ممکن هستید پیشنهاد میکنم ازMedReader استفاده کنید.
اخبار روز پزشکی را از طریق فید دنبال کنید!
29 10 2008دیدگاهها : 10 نظرات »
دسته : بهداشت و سلامت, سايت هاي پزشكي, پزشكي
حرف والی!
26 10 2008قانون در ایران مثل حروف والیه،فقط نوشته میشه!
دیدگاهها : 14 نظرات »
برچسبها: قانون،جامعه
دسته : هویجوری
مرداب!
20 10 2008“زندگی فرآیند تبدیل شدن به ترکیبی از حالتهایی است که ما باید به درون همهی آن ها برویم. دلیل شکست مردم این است که میخواهند حالتی را انتخاب کنند و در آن بمانند. این،نوعی مرگ است.” ( آنایس نین)
هیچ وقت از آرامش زیادی خوشم نیومده، الان مدت زیادیه که زندگیم بیش از حد آرومه،احساس میکنم مثل یه مرداب شدم، کاش میتونستم حس غریقی رو داشته باشم که تو دریای طوفانی به یک تکه چوب چنگ زده!
پ.ن: امروز یادم افتاد که تولد دوستم رو فراموش کردم،حتی یه تبریک خشک و خالی هم بهش نگفتم، حالا موندم چکار کنم!
دیدگاهها : 15 نظرات »
دسته : روزمرگی, هویجوری
نفرین!
18 10 2008لطفاً این متن رو به دقت بخونین(دوست عزیزی بعد از شنیدن جواب رد من به درخواستشون این میل رو برام فرستادند!)
امیدوارم چند ماهی به شرایط من بیفتید و اونوقت نظرتون رو در مورد اتو نازی یا مرسی کیلینگ بپرسم . فکر می کنی مردن برا هر کسی راحته؟ فکر می کنی کشورایی که قطب پزشکی و پیشرفت و بشردوستی اند از شما احساسشون کمتره که برا بیمارایی مثل من اجازه مرسی کیلینگ می دن؟نخیر خانم اونا آدمند و می فهمند. خودشون می ذارن جای بیمارا و تو درد و زجرشن همراه می شن. آیا تا حالا بیماری که مرسی کیلینگ کرده دیدین؟ برین تو یوتیوب ببینین که خانوادش هم بالای سرشند و خداحافضی می کنند و می بوسنش و اونم آروم دارویی می خوره و بعد 40 ثانیه می میره.ایرانی از جمله شما خود خواهند می خوان طرف زنده بمونه و زجر بکشه تا نکنه گناهی داشته باشه یا اینکه از بودن کنار اون عضو خانواده خوشحاند و حاضرند به خاطر همین یک ذره خوشحالی طرف زجر دنیا رو بکشه .تو دین هیچی رو قبول ندارن اما به اینجا که می رسه همه مومن می شن .ملت عقب مونده همه چیزش عقب مونده است حتی احساسش . سالها طول می کشه تا زجر و درد و رنج یک بیمار رو بفهمید و اگه اگه بخوان رو به جلو برن بعد 100 سال تازه اجازه مرگ اسان صادر می شه.شما هم مثل بقیه اید شاید راهنماییتون باعث می شد که من زجر کمتری بکشم اما از ترس اینکه نکنه به هیزمهای جهنمتون یه هیزم دیگه اضافه بشه در حالی که در موارد دیگه هیچ اعتقادی بهش ندارین ، کاری برام نکردین.نمی گم امیدوارم مثل من بشین یعنی 30 سال زجر بکشین اما می گم امیدوارم 5-6 ماه مثل من با همین زجر بکشین!عجیبه دخترا پسر بازی می کنن و پسرا دختر بازی و تا حد آخرشم می رن اما به این جاها که می رسه مثل یه آخوند میرن بالای منبر و از آخرت و خدا و پیغمبر می گن.
دیدگاهها : 12 نظرات »
برچسبها: خودکشی،خاطره
دسته : بهداشت و سلامت, روزمرگی, روزنوشت
لطفاً اصرار نکنید!
16 10 2008پارسال که جوان بودم و خام،پستی در مورد خودکشی آسان نوشتم،هدف من از این پست معرفی روشهای خودکشی نبود،بلکه هدفم مزمت اتانازی و افراد پیرو این مکتب بود ( واژه اتانازي از اصطلاح يوناني “eu” به معناي «خوب و كامبخش» و واژه “thanasia” به معناي «مرگ» مشتق شده است. واژه Thanasia از “Thanatos”كه الهه مرگ در يونان بوده،گرفته شده است.بحث اتانازي، عمدتا به بحث در اين باره مربوط ميشود كه چه چيزي اخلاقي است؟ مثلا آيا حقي براي ارتكاب خودكشي وجود دارد؟ آيا كمك به ديگري براي خودكشي اخلاقي است؟ آيا حقي وجود دارد كه بر اساس خواسته كسي يا اعضاي خانوادهاش، وقوع مرگ را در او تسهيل كنيم؟)
من معتقدم که هیچکس چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ قانونی اجازه نداره که حق حیات رو از کسی سلب کنه حتی اگه اون فرد خودش مشتاق و راغب به این کار باشه!
بنابراین تصمیم گرفتم که این توضیحات رو به اون پست اضافه کنم ، امیدوارم دیگه ایمیلی در این مورد و توضیح روش خودکشی آسان نداشته باشم.
پ.ن: بدین وسیله به سوی خداوند توبه میکنم و برائت میجویم و به سوی او پناه میبرم از شر شیطان رجیم! باشد که رستگار شوم!
جدای از شوخی،خیلی جالبه که کسی به فکر خودکشی اونم از آسونترین راه ممکن باشه، یعنی این فرد اونقدر واسه خودش اهمیت قائله که میخواد درد کمتری بکشه ولی از دست دادن جونش براش هیچ اهمیتی نداره؟! یعنی کسی که اینقدر به خودش و دردش اهمیت میده میتونه خودکشی کنه؟!
دیدگاهها : 13 نظرات »
برچسبها: سلامت روان،خودکشی
دسته : بهداشت و سلامت, تاریخچه کلمات
دلخوشیهای کوچک زندگی!
14 10 2008” تنها دو راه برای زندگی کردن وجود دارد.یکی از آن ها این است که فکر کنیم هیچ چیز معجزه نیست.دومی این است که فکر کنیم همه چیز معجزه است…”
آلبرت اینشتین
دیروز با آب و تاب در مورد دلخوشیهای کوچیکی که تو زندگی دارم با دوستم صحبت میکردم،خوندن یه کتاب زیبا،دیدن مسابقه فوتبال تیم محبوبم،وبلاگم،شنیدن صدای باد،دیدن افتادن یه برگ از درخت، قدم زدن زیر بارون تنهایی!!اما دلخوشیهای دوستم خیلی جالبتر بودن،چیزایی که من مدتهاست بیتوجه از کنارشون رد میشم: خوندن یه بیت شعر،خندیدن یه بچه،مردی که دست بچهشو تو دستش گرفته!
این دیگه نهایت زیبایی و سادگی بود!
وقتی این دلخوشیها رو با مال خودم مقایسه کردم خجالت کشیدم،آخه من هر چی دلخوشی داشتم واسه خودم بود،کسی رو تو اون شریک نکردم- خوب میشه گفت یکی از معدود مواردی بود که حسودیم گل کرد! – با خودم گفتم: این جوری هیچ وقت تو زندگیت غمگین نمیشی،همیشه یه چیزی هست که باعث شادیت بشه!
دیدگاهها : 17 نظرات »
دسته : خاطره, روزنوشت
ورزش در بیماران MS (مالتیپل اسکلروزیس)
11 10 2008ورزش میتواند به افراد مبتلا به MS (مالتیپل اسکلروزیس) کمک کند تا علایم بیماریشان را بهتر تحمل کنند اما ورزش موفقیتآمیز در این افراد مستلزم رعایت نکاتی است که به منظور کاهش خطرات ناشی از افزایش دمای بدن بیمار باید به دقت مورد توجه قرار گیرد.
اولین نکته مهم در این بیماران، خودداری ازانجام فعایتهای ورزشی بیش از حد توان است،این بیماران باید به این نکته توجه کنند که فعالیت بیش از حد، نه تنها در بهبود علایم اثری نخواهد داشت بلکه ممکن است باعث بدتر شدن وضعیت بیماری گردد.
سایر نکاتی که باید در حین ورزش کردن رعایت شوند:
- همیشه قبل از شروع ورزش خود را گرم کنید.
- در پایان فعالیت ورزشی سعی کنید ( با مصرف نوشیدنی های خنک یا استفاده از سایر وسایل خنک کننده) دمای بدن خود را پایین نگه دارید.
- در فواصل زمانی کوتاه ورزش کنید.
- هیچ وقت خود را بیش از حد خسته نکنید.
- روی سطوح لغزنده از قبیل فرش یا گلیم ورزش نکنید، سعی کنید بیرون از خانه و در یک مکان امن ورزش کنید.
- هر زمان که احساس ناخوشی یا گرما کردید،دست از فعالیت بردارید.
- فعالیت ورزشی را به گونهای انتخاب کنید که از آن لذت ببرید. ورزشهایی از قبیل شنا،ورزشهای ایروبیک آبی و یوگا برای این بیماران بسیار مناسب هستند.
چندین نکته برای جلوگیری از افزایش دمای بدن حین ورزش:
- طی ساعات گرم روز (10 صبح تا 2 بعدازظهر) ورزش نکنید.
- به علایم و تغییرات بدن خود توجه کنید.در صورت بروز علایم هشداردهنده از قبیل احساس برافروختگی یا برق گرفتگی فوراً دست از فعالیت بردارید.
- مقدار زیادی نوشیدنی خنک بنوشید.
دیدگاهها : 9 نظرات »
برچسبها: Add new tag, MS, پزشکی
دسته : بهداشت و سلامت, پزشكي
بزرگترین ترس زندگیم!
9 10 2008بچه بودم از تاریکی میترسیدم،بزرگتر که شدم فهمیدم تاریکی فقط نبود نوره،الان دیگه از تاریکی نمیترسم ولی ترس از تاریکی جای خودشو به ترسهای دیگه داده،قبلاً فکر میکردم ترسیدن فقط مخصوص دختربچههاست ولی بعد فهمیدم آدم بزرگها هم میترسن،یکی از مرگ میترسه،یکی از تنها شدن و… ولی ترس من از این دسته نیست،ترس من این نیست که یکی رو از دست بدم،چون میدونم و اعتقاد دارم که این جداشدنها همیشگی نیست،از مرگ هم ترسی ندارم،چون میدونم که مرگ اونقدر که به نظر مییاد وحشتناک نیست، ترس من از اینه که با نادانی و جهلم به کسی صدمه بزنم، همیشه از این میترسم که نکنه یه روزی، یه نفر به خاطر اشتباه من مجبور شه زودتر از این دنیا بره!
شاید اگه بگم تنها کابوس زندگیم همینه،دروغ نگفتم!
دیدگاهها : 18 نظرات »
برچسبها: ترس،خاطره
دسته : بازی, روزنوشت
وقتی که من بچه بودم
7 10 2008وقتی که من بچه بودم
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحر خیزی ی پلک
تا
نارنجزاران خورشید
آه،
آن فاصله های کوتاه!
وقتی که من بچه بودم،
خوبی زنی بود
که بوی سیگار می داد؛
و اشک های درشتش،
از پشت آن عینک ذره بینی،
با صوت قرآن می آمیخت
وقتی که من بچه بودم،
آب و زمین و هوا بیشتر بود؛
و جیرجیرک ها
شب ها،
در متن موسیقی ماه و خاموش ژرف،
آواز می خواند
وقتی که من بچه بودم،
لذت خطی بود
از سنگ
تا زوزه ی آن سگ پیر رنجور،
آه،
آن دست های ستمکار معصوم!
وقتی که من بچه بودم،
می شد ببینی
آن قمری ناتولن را
که بالش
زین سوی قیچی
با باد می رفت-
می شد،
آری،
می شد ببینی،
و با غروری به بی رحمی ی بی ریایی
تنها بخندی.
وقتی که من بچه بودم،
در هر هزاران و یک شب،
یک قصه بس بود:
تا خواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد.
وقتی که من بچه بودم
زور خدا بیشتر بود.
وقتی که من بچه بودم،
بر پنجره های لبخند
اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند؛
آه،
آن روزها گربه های تفکر
چندین فراوان نبودند،
وقتی که من بچه بودم،
مردم نبودند.
وقتی که من بچه بودم،
غم بود،
اما
کم بود.
اسماعیل خوئی
دیدگاهها : 9 نظرات »
برچسبها: شعر،ادبیات،کودکی
دسته : ادبيات
چرا مردان کمتر از زنان عمر می کنند؟
3 10 2008با توجه به علل بیولوژیک،فرهنگی و ویژگیهای شخصیتی، مردان به طور متوسط 6 سال کمتر از زنان عمر میکنند،اما برخلاف تصور عامه زنان دراین کوتاهی عمر هیچ نقشی ندارند!
بسیاری از مردان فقط به اصرار همسر یا زمانی که بیماریشان در حال پیشروی است به پزشک مراجعه میکنند،به طوری که در برخی مناطق( که مردان به علل فرهنگی از رفتن به پزشک خودداری میکنند) بیشترین علت مرگ در میان مردان،عدم مراجعه به موقع به پزشک است. از طرفی بیماریهای قلبیعروقی در میان مردان سه برابر بیشتر از زنان بوده و به همان نسبت تعداد خودکشی مردان نسبت به زنان بیشتر و موفقیتآمیزتر است.در آمریکا آدمکشی و خودکشی در بین سه علت اول مرگ در میان مردان 43-15 ساله است،به همین دلیل، تعداد مردانی که به سنین میانسالی میرسند به مراتب کمتر از تعداد زنان خواهد بود.
از طرفی به خاطر سیگار کشیدن، افزایش وزن بیش از حد مجاز،فعالیت فیزیکی کمتر از حد نیاز،مصرف الکل و رژیم غذایی نامناسب ( که 5 علل عمده مرگ و میر بوده) مردان بیش از زنان در معرض خطر هستند.بدیهی است که با تغییر الگوی زندگی، مردان نیز میتوانند طول عمر بیشتری داشته باشند.
دیدگاهها : 17 نظرات »
برچسبها: پزشکی،سلامت،بهداشت
دسته : بهداشت و سلامت, پزشكي
دیدگاههای اخیر