يادمه دوازده سالم بود كتاب هزاران نفر مثل من-يه رمان وطني آبكي ولي
احساسي در مورد ايدز-رو خوندم.آخرين برگه هاي كتاب خيس اشك شد،جدا از
اشتباهات فاحش كتاب در مورد اين بيماري،خيلي تاثير گذار بود،كلي ديدگاهمو
نسبت به اين افراد عوض كرد،امروز كه شنيدم يكي از اين بچه ها فوت
كرده،خيلي ناراحت شدم،مادرش چهارماه پيش به علت همين بيماري فوت شد و
خانواده اون ،بچه شو تحويل بهزيستي دادن،واقعا يه بچه سه ساله به چه گناهي بايد اينجوري تنها و بي كس بميره؟!
خانوم دکتر، سرسنگین شدی، دیر به دیر آپ میکنی، به ما سر نمیزنی …
میگم نکنه عروسی کردی
سالها است كه خيلي چيز ها جرمه نه بيماري يكي از اين جرمها ايدز است افسوس
بدبخت شدیم … پس عروسی کردی؟
خانم دکتر کجایی ؟ منم با هوشنگ موافقم
سلام تولد گارفیلده نمیای؟؟؟
http://srrow.wordpress.com
لوس نشو دیگه، پاشو آپ کن !
خانوم دکتر به این *** ***** نوبره
سلاااااااااااااااااااااااااام دکتر جان
بابا شما که دیگه غیبتتون شد کبری
بیا خوب ملت گناه دارند.
ای بابا
دلم تنگ شده خوب
حالا جواب مسعود و هوشنگ رو نمی دی اشکال نداره، مهم نیست
اما جواب نازنازیتم نمی خوای بدی؟؟؟؟
بیا خوب؟
آفرین دکتر خوب
تا بعد
منتظرتم
بای