نقد و معرفي كتاب

بشنو از این خموش!

بشنو از این خموش عنوان کتابی است از باگوان شری راجنیش(استاد فلسفه و اهل هندوستان)با عنوان اصلی words from a man of no words ،کتابی سرشار از مفاهیم زیبای عرفانی با مناظری بدیع از زیبایی های روحی انسان را به خوانندگان خود می شناساند.

بخش هایی از این کتاب:

پی بردن به راز یک رویا

مرگ آن رویاست.

***

میراثی به تو نخواهد رسید

تو پیش از این ارث خود برده ای.

حیات تو میراث توست،

به آن عشق بورز و تکریمش کن.

***

حقیقت تنها به نافرمانان رخ می نماید،

و شورشی محکوم به زندگی سراسر خطر است.

***

تو خواهان قدرتی تا آزار برسانی،

وگرنه عشق کافیست،مهربانی کافیست.

***

لحظه ای که از رنج رها گردی،

می توانی بال بگشایی،

و به ژرفای گسترده وجود که روزها و روزها

چشم انتظارت بوده،سفر کنی

***

هرگز در نمایشنامه ای که دیگران نوشته اند،

بازی نخواهم کرد.

من خود اصول بازی را می نویسم.

***

همه می گویند:

قانع باش!

چرا؟

در این عمر کوتاه،

چرا باید قانع بود؟

پرواز کن،هرچه رفیع تر!

دست افشانی کن هر چه دیوانه تر!

***

آیا هرگز با خود گفته ای که

“حیات بدبختی است”

چه نیازی به این همه ستاره است؟

نه،این حیات،حیات حقیری نیست!

این انسان است که خالق حقارت است!

***

نیازی به وجود مشکلات نیست.

ما خود با یک دست مشکلی را می آفرینیم،

و تلاش می کنیم با دست دیگر از میان برداریمش،

و عجیب این که هر دو دستهای خود ما هستند.

پ.ن: یکی از بهترین کتاب هایی که تا به حال خوندم همین کتابه، تمام حکمت شرق رو می شه در ورای سخنان شری راجنیش حس کرد ،واقعاً نمی شه جملات قصار این کتاب رو گل چین کرد.

******************************************************************************

چون رود جاری باش!

امروز می خوام در مورد یکی از کتاب های پائولوکوئلیو صحبت کنم به نام چون رود جاری باش! (تاریخ انتشارسال 2005)این کتاب هم مثل بقیه کتاب های کوئلیو توسط ناشر برگزیده آثار کوئلیو در ایران یعنی نشر کاروان منتشر شده ، کتاب چون رود جاری باش مجموعه ا ی از عقاید و قصه ها و نظرات کوئلیو ست. داستان سفرها و برداشت های شخصی او از زندگی است. البته به زیبایی نوشته های قبلی کوئلیو مثل مکتوب 1 یا 2 نیست اما خواندن این کتاب هم مثل بقیه کتاب های کوئلیو مسلماً خالی از لطف نخواهد بود .هر داستان از این کتاب دارای حکمتی است که بسته به دیدگاه خواننده متفاوت خواهد بود. در واقع ویژگی آثار پائولو کوئلیو نیز همین است که هر فرد با هر عقیده و مرامی را ارضاء می کند. در این جا چند قسمت برگزیده از کتاب را برای آشنایی بیشتر شما قرار می دم:

برای زنی که متعلق به همه ی زنان است(متن پائولو برای شیرین عبادی ایرانی برنده جایزه صلح نوبل2003)

“مولوی، شاعر ایرانی زمانی گفت: زندگی به شاهی می ماند که کسی را برای انجام مأموریتی به شهر دیگری می فرستد. آن مرد می رود و صد کار می کند، اما اگر کاری را نکند که به آن مأمور است،گویی هیچ نکرده.

به زنی که مأموریت و رسالتش را فهمید.

به زنی که به جاده نگریست و راه دشواری در پیش رویش دید.

به زنی که بر این مشکلات سرپوش نگذاشت، آن ها را مرئی و فاش کرد. به او که نگذاشت تنهایان تنها بمانند،به گرسنگان و تشنگان عدالت خوراک داد، باعث شد ستمگر نیز به اندازه ی ستمدیده رنج ببرد، به زنی که همواره درهایش را گشوده نگاه داشت، دست هایش را در کار،گام هایش را در حرکت.

برای زنی که اشعار حافظ ایرانی را تجسم بخشید، که حتا هفت سال نیکروزی، هفت روز ستم را توجیه نمی کند.”

“یک روز خردمندی به شهر اکبر رسید. مردم اهمیت چندانی به حضور او ندادند و به پند و اندرز های او توجهی نکردند. پس از مدتی، روش خنده و طنز و کنایه را در برابر مردم شهر در پیش گرفت.

یک روز عصر، وقتی از خیابان اصلی اکبر می گذشت،گروهی زن ومرد شروع کردند به توهین کردن به او. به جای آن که خودش را به نفهمیدن بزند، به طرف آن ها رفت و آن ها را تبرک کرد.

مردی گفت:« آقا،نکند شما ناشنوایید؟ ما به شما بد وبیراه می گوییم و شما ما را تبرک می کنید!»

خردمند گفت:«هر یک از ما تنها می تواند آنچه را دارد به دیگران عرضه کند.»( مصداق ضرب المثل از کوزه همان برون طراود که در اوست)”

این هم اشعاری از مانوئل باندئیرا که اسم کتاب از آن الهام گرفته شده:

چون رود جاری باش

خاموش در شباهنگام

نترس از تاریکی

اگر درآسمان ستاره ایست،

تو نورش را بازتاب

وگر ابری گذرد از آن بالا،

یادآر که از آب است ابر، هم چون رود.

پس آنان را نیز با شادمانی بازتاب

در ژرفنای آرام خویش

لینک ها:

پائولو کوئلیو(زندگی نامه)

عکس هایی از پائولو کوئلیو

انتشارات کاروان

3 responses

3 12 2007
شکوفه

کدوم کتاب؟
آخ، فراموش کردم به همین سادگی!

25 12 2008
Endless Love

بی انصاف اشو رو می شناختی، به پائولوی عزیز رو هم چه زیبا معرفی کردی.

30 03 2009
وحید(مهندس)

وسیع باش و تنها و سر بزیر و سخت………حیات غفلت رنگین یک دقیقه «حواست».

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: