نمره ی شما به دولت نهم چند است؟

30 08 2007

دیشب وقتی اخبار ساعت 21 شبکه اول سیما را نگاه می کردم،در بخش دولت و اقتصاد،در مورد عملکردهای دولت و دیدگاه مردم نسبت به دولت نهم صحبت می شد! فکر کردم چون منم جزء مردم به حساب می آیم و از آن جا که کسی نظر مرا نپرسیده،پس خودم نظرم را بیان کنم!

نمی دانم چرا وقتی صحبت از عملکرد دولت می شود ،ناخواسته به یاد داستان های اساطیری ایران(ضحاک و کاوه آهنگر ) می افتم! (خاطره ی طومار امضا کردن ضحاک ) کسی انتظار ندارد که رئیس جمهور محترم در این دوره زمانه که هر کس به فکر به قدرت رسیدن و سوءاستفاده از آن است،برای مردم و به خاطر آن ها کاری انجام دهد،اما دیگر این عوام فریبی ها اثری ندارد! اگر شما قادر به حل مشکلات مردم(از بیکاری جوانان گرفته تا گرانی و تورم و ایجاد نظام طبقاتی ) نیستید حداقل مردم و مارا احمق فرض نکنید! هیچ چیز به اندازه ی دست کم گرفتن شعور اجتماعی یک ملت برای یک سیاستمدار خطرناک نیست! از نظر من هیچ کدام از رفتارهای دولت نهم در این مدت معقول نبوده و حتی گاهی به دور از سیاست بوده است! اشعار توخالی عدالت مداری، مسوات اجتماعی همه و همه رویاهای ملتی هستند که دست مایه تبلیغ برای به قدرت رسیدن افراد می شوند،اما واقعاً چه کسی می تواند پس از درک لذت قدرت به فکر حرف هایی باشد که قبل از آن در موضع یک فرد عادی برای رسیدن به قدرت زده است؟!

ممکن است نظرات یک فرد عادی از جامعه ایران برای سران دولتی مهم نباشد ، اما من به صراحت بیان می کنم که حاصل تلاش های دولت نهم در این مدت چیزی جزءاشعار توخالی ،بی پایه و اساس و فقر وبدبختی،بیکاری روزافزون ، نبوده است! حالا اگر از من بپرسید نمره ی اقتصادی دولت چند می شود در جواب به شما خواهم گفتم که زیر 10 !

در واقع مشکل از دولت نیست،مشکل از ماست که قادر به انتخاب یک فرد اصلح نیستیم، حداقل باید فردی را انتخاب می کردیم که برای نظرات مردمش احترامی قائل بود!مثال بارز در مورد نظرسنجی سهمیه بندی بنزین بود که با وجود اکثریت مخالفین ،باز هم اعلام شد که این طرح با اقبال روبه رو شده و بیشتر مردم این طرح را مورد تأیید قرار داده اند.حالا بماند که در آینده با چه معضلاتی روبه رو خواهیم بود،خدا آخرعاقبت همه ی مارا به خیر کند!

Advertisements




دیرزمانی است که منتظریم

29 08 2007

در کوچه باغ های تنهایی دل، در کنج دیوارهای ترک خورده،کنار جوی آبی که دیرزمانی است خشکیده،نشسته ام.آسمان در عزای غروب خورشید به خون نشسته است. دلم گرفته، دوست دارم گریه کنم، اما چه کنم که عقده دلم جز به دست او باز نمی شود. دلم می خواهد فریاد بکشم ، بگریم،زاری کنم،اما چه کنم که جز با دیدن روی او نمی توانم!

هم چنان منتظر با چشمانی نگران به آسمان چشم دوخته ام، چشمانم می گوید : وه چه زیباست، پنهان شدن خورشید در پشت کوه های مغرب و چه زیباست سرخی شفق در بیکران آبی رنگ آسمان!

دلم می گوید: چگونه می توان بدون او از این زیبایی لذت برد، غروب خورشید به اندازه ی طلوع آن زیبا نیست! چگونه می توان اشک همسایگان را دید و از دیدن غروب لذت برد؟!

در کوچه باغ های تنهایی دل، در کنج دیوارهای ترک خورده،کنار جوی آبی که دیرزمانی است خشکیده،نشسته ام. بوی خون همراه با غروب خورشید به مشام می رسد،دلم از هر چه غروب است به تنگ می آید، دوست دارم زبان بگشایم و نفرین کنم! بر کسانی که پشت کوه های مغرب برای آرامش شبانه و خواب غفلت خویش خورشید را قربانی می کنند! دوست دارم زمین و زمان را نفرین کنم اما چه کنم که زبانم نمی چرخد.

دیر زمانی است که آب جوی ما خشکیده،زبانم خشکیده، باغم خشکیده؛ آیا می شود که با آمدن خورشید دگرباره همه چیز رنگ و بوی حیات بگیرد؟! آیا می شود که با آمدنش حیات را برایمان به ارمغان آورد؟! آیا می شود…

در کوچه باغ های تنهایی دل، در کنج دیوارهای ترک خورده،کنار جوی آبی که دیرزمانی است خشکیده،نشسته ام… چشمانم را اشک پر کرده است…





اندر احوالات قوم یأجوج و مأجوج

27 08 2007

راستش هر وقت به تاریخ سراسر مصیبت ایرانیان نگاه می کنم،چیزی جز درد و رنج و غم و بدبختی نمی بینم، از عصر حجر گرفته تا دنیای نوین امروز!(البته اگه یک درصد تاریخی که من خوندم راست باشه و از قلمکاری های ظریفی که امروزه مد شده واسه هر دست نوشته ای که منتشر می شه به کار می برن جان سالم به در برده باشه!) اما انگار بدبختی های این مردم تمامی نداره و هر روز بلای تازه ای از آسمان نازل می شه! مثل این که اصولاً مارو واسه ی زجر کشیدن آفریدن، حتی اگه کسی کاری به کارمون نداشته باشه،خودمون دست به کار می شیم ! می گن زمان های قدیم پادشاهی بوده که بر سرزمینی بسیار ساکت و آرام حکومت می کرده، پادشاه هم از خوشی رودل می کنه، دستور می ده راه ورودی شهر رو ببندن و از هر کی بخواد رد شه یه مقدار پول بگیرن! بعد چند روز تو شهر غوغا می شه! همه شاکی می شن می رن قصر پادشاه ، پادشاه هم ازمردم می خواد مشکلشون رو مطرح کنن، یکی از حاضرین به نمایندگی از مردم می گه : علی حضرتا تعداد سربازهایی که در دروازه ی شهر گذاشتید کمه،اگه می شه لطف بفرمائید و تعداد اونارو زیاد کنید تا کار مردم هم زودتر راه بیفته! حکایت امروز ماهم چیزی جز این نیست، دیگران کم تحریممون می کردند، حالا خودمونم اضافه شدیم! ماجرای سهمیه بندی کم بود، حالا به جان بقیه قوانین افتادن، هرچی تو این 7-8 ساله رشته بودیم،پنبه شد! با احترام داریم به بیست سال گذشته برمی گردیم، زمانی که همه چیز کوپنی بود! تازگی ها یه طرح ها و لایحه هایی تو مجلس تصویب می شه که آدم شاخ در می یاره! فکر کنم اگه یه دوسه ماه دیگه بگذره صبح وقتی از خواب پاشیم بریم بیرون، سر از بادیه های عرب نشین 1400 سال قبل دربیاریم!

البته خودمون هم کم مقصر نیستیم، وقتی بخوایم به زور هم شده همه چی رو لعاب فرهنگ اسلامی بکشیم و هر چی رو که با اون منافات داره به تیغ سانسور سر ببریم، بهتر از این نمی شه! تنها چیزی که واسمون باقی می مونه یه مشک و یه عبای عربی و چندتا شتر تو بادیه س! یکی نیست بگه هر چیزی با گذر زمان تغییر می کنه همه چیز رو که نمی شه شبیه صدر اسلام بازسازی کرد، استغفرالله نه شما پیامبر خدایین نه ما اعراب جاهلیت!

شاید فکر کنید من دیگه زیادروی می کنم اما واقعیت امروزی ما همینه،برگشت به 1400 (وشاید 1500 ) سال قبله، هر روز یه مصیبت ،یه بدختی جدید! والله وقتی مقایسه ای بین دنیای امروزی با دنیای 1400 سال قبل می کنم تنها چیزی که می بینم افتخاره و حالا ذلت و بدبختی، اون موقع ما یکتاپرست بودیم و فرمانروای مطلق جهان اما امروز فقط اولیشو داریم ، امروز مجبوریم بریم به آفریقایی ها و روسیه و ونزوئلا باج بدیم امااون موقع به پیامبر خداهم باج نمی دادیم!(استغفرالله کفر آدمو در می یارن) . یکی نیست بگه والله بالله چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! وقتی جوانان ایرانی زیر فقر و بدبختی له می شن، کمک های آن چنانی به افغان ها و عرب ها چه صیغه ایه؟! من به عنوان یک ایرانی می گم: این همه باج دادن به کشورهای فقیرتر و بدبخت تر از خودمون تلف کردن سرمایه است! دردم بیش از ایناست که بخوام بنویسم، اما بشنوید اندر احوالات امروز ما ایرانیان همیشه سربلند(!)، دیروز از شکوفایی ایران زیر بال و پر اسلام دم می زدیم، امروز له شدن خود و فرهنگمان رو زیر پای ایرانی های عرب زده شاهد هستیم! یادمه همین چند وقت پیش بعد اقدام نانسی عجرم بر ضد ایرانیان یه مشت فحش نثار زنای عرب کردیم ، حالا باید بشینیم واسه خودمون و جامعه زنان ایرانی مراسم عزا بگیریم، از این به بعد زنان همون قدر تو ایران حق دارند که (من از همه ی زنان ایرانی معذرت می خوام، اما واقعیت رو می گم!) چارپایان! نمی دونم چرا گیر دادن به ازدواج و تعداد همسرها ! فکر کنم صیغه ای ها واسشون کم بود، تصمیم گرفتن بر تعدد زوجه بیفزایند!

از طرفی سیاست های امروز دولت واسه افزایش جمعیت کفرم رو درآورده، همین قانون افزایش مرخصی زایمان از 4 ماه به 6 ماه،خودش تشویقیه واسه افزایش جمعیت، آخه یکی نیست بهشون بگه شما اگه عرضه دارید مشکل بیکاری همون تعداد بچه کوپنی هایی رو که حاصل 8 سال دفاع مقدس هستن حل کنید ؟! والله چی بگم هر چی بگم تف سربالاست،برمی گرده تو صورت خودمون، زندگی تو این دوره زمونه جون کندن و خون جگر خوردنه! اما خوب از قدیم الایام گفتن از ماست که برماست! پس دیگه حرفی واسمون باقی نمی مونه،باید بسازیم و بسوزیم.





تازه چه خبر؟

16 08 2007

مارکرهای جدید Mst1وRanBP2 وeIF4G نشان دهنده فعال شدن مسیرPI3K در پروستات انسان هستند.

Phosphatidylinositol 3-kinases (PI3Ks نقش مهمی در راه های انتقال عصبی بر عهده دارد. ژن PIK3CA ساب یونیت کاتالیتیک p110-alpha را رمزدهی کرده که بیان یک انکوژن( با استعداد بسیار بالای جهش) در انسان را بر عهده دارد .

در مطالعات اخیر مارکرهای جدیدی شناسایی شده اند که باعث فعال شدن PIK3CA در پروستات می شوند. سطوح پروتئین های Mst1 و RanBP2 که اهداف رونویسی PDGF بتا محسوب می شوند طی فعال شدن PIK3CA و فسفریلاسیون AKT , eIF4G افزایش پیدا می کند، از طریق (PI3K inhibitor) LY294002 می توان از بالارفتن سطح این پروتئین ها جلوگیری کرد. ترکیب این 4 مارکر ،تشخیص دقیقتری از فعال شدن مسیر پیام رسانی PI3Ksدر بیماران سرطانی به دست می دهد.

ژن KIAAO35O پنجمین ژن شناسایی شده است که در دیابت نوع 1 نقش حائز اهمیتی دارد. احتمالاً در دیابت نوع 1 بیش از 5 ژن نقش دارند که هنوز شناسایی نشده اند. دانشمندان با شناسایی این ژن امیدوارند بتوانند برای درمان بیماری روش های جدیدی ابداع کنند.

2 داروی جدید به نام های Bristol-Myers squib و GlaxoSmithKline از بازجذب گلوکز اضافی در افراد دیابتی جلوگیری کرده و باعث می شوند که بدن گلوکز اضافی را دفع کنند.

اثر سلنیوم: سِلِنیوم یک ماده معدنی کمیاب است که در خاک و غذا یافت می‌شود. این ماده یک ضد اکساینده قوی است بنابراین از واکنش‌های شیمیایی زیان‌آور که در یاخته‌های بدن اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند. یاخته‌های حمایت شده بهتر قادرند در مقابل بیماریهایی نظیر بیماری قلبی، سرطان و اختلالات وابسته به سن از خود مقاومت نشان دهند.سلنیوم به عنوان آنتی اکسیدانت  در شرایط گوناگونی از جمله آرتریت استفاده می شود.سلنیوم خطر سرطان پستان، روده بزرگ، کبد، پوست و شش را کاهش می‌دهد. سلنیوم از طریق کمک به ایجاد سلامتی و مبارزه از طریق سلولهای سفید خون، از رشد یاخته‌های سرطانی جلوگیری می‌کند.پژوهشها نشان می‌دهد که سلنیوم از طریق کاهش سطح کلسترول بد بدن (LDL)، از جمله و سکته قلبی جلوگیری می‌کند.  همچنین شریان‌ها را از رسوب خطرناک چربی که مسئله مهمی بعد از یک حمله قلبی است، حفظ می‌کند.علاوه بر این سلنیوم در ساختن سلولهای سفید به بدن کمک می‌کند و از این طریق سیستم ایمنی را  علیه بیماری و عفونت فعال و بیدار نگه می‌دارد.

پلی مورفیسم در ژن های راه های متابویسمی، سیگار و جهش در ژن P53 در بروز سرطان سینه موثرند.

طبق مطالعات اخیر پلی مورفیسم در آنزیم های فاز1و2 ممکن است بروز جهش در ژن های ساپرس کننده تومور را افزایش دهد. P53 یکی از سرکوب کننده های تومور حائز اهمیت است . پلی مورفیسم های CYPIBI وCSTM1 وGSTT1 وجهش در P53 ،در بیماران سرطانی بررسی شده اند. مطالعات نشان داده که جهش در ژن P53 با وقوع سرطان در سنین پایینتر و مراحل بالاتر (stage2 <) رابطه دارد. هم چنین بروز سرطان در افراد سیگاری و جهش در ژن P53 بیشتر از افراد غیرسیگاری بوده است.

اثر ضد سرطانی و ضد التهابی گلوکوکورتیکوئیدها

گلوکوکورتیکوئیدها اثرات خود را بر عملکرد سلول از طریق رسپتورهای خود(GR ) اعمال می کنند. در مطالعات اخیر مشخص شده که اثر ضد سرطانی گلوکوکورتیکوئیدها از طریق همین رسپتورها بر رشد و تمایز و آپوپتوز و رگ زایی سلول اعمال می شود. این رسپتورها باعث کاهش سلول های ریشه ای (SC ) اپی تلیال فولیکول ها شده و به این ترتیب اثرکارسینوژن های پوستی را مهار می کند.

مصرف یک پیمانه شیر در روز خطر بروز سندرم های متابولیکی در مردان را کاهش می دهد.

محققان بریتانیایی در مطالعه ای نشان دادند، مردانی که روزانه حداقل یک پیمانه شیر مصرف می کنند 64% کمتر از افرادی که شیر نمی نوشند دچار سندرم های متابولیکی می شوند(تغییرات متابولیکی از قبیل سطوح افزایش یافته گلوکز خون، انسولین،چربی خون و چربی بدن و فشارخون).

INF دارویی برای کنترل ویروس های غیر مرتبط با سرطان

INF القاکننده افزایش در تولید ژن های ساپرس کننده تومور محسوب می شود. علاوه بر این مسیرهای متابولیکی زیادی هستند که INF و ژن های ساپرس کننده تومور تواماً آغاز کننده آن ها می باشند و به عنوان هدف برای ویروس ها به شمار می آیند. مهار INF در سلول های ازمایشگاهی توسط ویروسها نشان دهنده نقش اساسی INF در کنترل عفونت ویروسی است.

رابطه بین پلی مورفیسم های نوزادی و زایمان Preterm

وقوع زایمان Preterm در US در سال های اخیر افزایش یافته است که نشان دهنده افزایش در RF های موجود برای زایمان preterm می باشد. پلی مورفیسم هایی مثل Xonobiotic-metabolism ،فشار خون،مسیرهای انعقادی، اثرمتقابل سلول بر سلول، متابولیسم هموسیستئین-فولات،ممکن است در زایمان پره ترم و افزایش آن موثر باشند. بدیهی است با شناسایی این پلی مورفیسم ها می توان تمهیدات لازم را برای کاهش زایمان زودرس انجام داد . اقداماتی از قبیل تغییر رژیم غذایی، الگوی زندگی می توانند کمک کننده باشند.

اثر کاتپسین بر پروگنوز استئوسارکوما

استئوسارکوما شایع ترین بدخیمی استخوانی است که میزان بقای آن در بیماران متاستاتیک ضعیف است. بررسی بیان پروتئازهای کاتپسین در بیماران با استئوسارکوما نشان داده که بین کاهش بیان کاتپسین K و افزایش بقا در بیماران متاستازی رابطه ای غیرمستقیم وجود دارد.(هر چه کاتپسین K پایین تر بقا نیز بیشتر). بیماران با استئوسارکوم با درجه بالا و میزان کاتپسین پایین تر پروگنوز بهتری دارند نسبت به بیمارانی که کاتپسین بالاتری دارند.دانشمندان امیدوارند با مطالعات بیشتر بر اثرات کاتپسین پروتئازها بتوانند راهکارهای جدیدی برای افزایش بقا در بیماران متاستازی ارائه دهند.

منبع: www.medicalnewstoday.com

در همین زمینه :

سلنیوم و اثرات آن





کاردرمانی

14 08 2007

بازم سلام ! همیشه فکر می کردم من خیلی خسیسم ولی شماها خسیس ترید !! یه نظر ،پیشنهاد انتقاد ،تسلیت یا تبریکی بنویسید!!

حرفه ما جوریه که بهمون یاد داده صبور باشیم !پس خیالی نیست ، دفعه پیش قول دادم راجع به کار درمانی بنویسم ،البته جایی که مابودیم کاردرمانی خانم ها وآقایون فرق می کرد !! شرمنده که نمی تونم کار درمانی خانم ها رو مفصل توضیح بدم چون ممکنه … البته اگه کسی مایل بود بدونه می تونه Id خودش بده تا براش میل کنم !

خوب ! کاردرمانی رو واسه این انجام می دن تا روحیات مریض عوض بشه واز احساس پوچی دربیاید هم چنین می شه از روی کار هایی که انجام می دن به افکارشون پی برد وعلاج واقعه رو قبل از وقوع کرد!!

برای این منظور بیشتر از نقاشی استفاده می کنند همون کاری که خیلی از ماها تو مهدکودکها می بینیم ، یه ذره رنگ گواش یا روغن رو وسط کاغذ می ذارن بعد کاغذ رو تا می زنن واز مریض می خوان نقاشی رو براشون تفسیر کنه !اما بعضی از مریض ها خلاق ترن وخودشون نقاشی می کشن !

یکی از مریض ها نقش روی کاغذ رو بعنوان ماهی تفسیر کرد که اون یکی مریض بهش گفت دیوونه الان ماهی تو می میره زود باش براش آب بکش! شاید این حرفای اون مضحک به نظر بیاد ولی اون یکی از معدود مریض های پرخاشگر بود که به خاطر قطع چند انگشت خود وآزار دیگران به این مرکز آورده بودنش امیدوارم حالا منظورش رو فهمیده باشین!

گفتم بعضی ها خودشون نقاشی می کشن ،اونهایی که تمام صفحه رورنگ می کنن می گن اوضاعشون وخیم تر از بقیه است !

همه ما نشستیم دور میز با مریض ها نقاشی کشیدیم !شاید می خواستن یه جوری به ما حالی کنن شما ها هم چیزی از این مریض ها کمتر ندارین ! من یه خورده باهوش بازی در آوردم چون می دونستم الان می شینن نقاشی ماهارو هم تفسیر می کنن (خوب گول زدن روانشناس از خصیصه های اسکیزو فرن هاست!!!)

اومدم ازسه ،چهاررنگ بیشتر استفاده نکردم ،آبی ،نارنجی ،سفید وسبز !خودتون حدس بزنید که نتیجه چی شد یک آدم متعادل با روحیات مناسب !1 اما دوستم که بیشتر از قرمز وصورتی ونارنجی استفاده کرده بود بهش گفتن داره به سمت مانیک پیش می ره چون دیگه خیلی شاده! البته راست هم می گفتن اون همیشه می خندید خودش هم این موضوع رو قبول کرد!!

یه نوع دیگر از کاردرمانی موسیقی درمانیه ! که بهتر می بینم تو این فاز نریم چون باعث می شه بیشتر خودمو لو بدم!!

ساخت گل واسباب بازی ،معرق کاری وساخت کارهای چوبی هم یه نوع کاردرمانیه !!

ونکته آخر این که توصیه ما به شما اینه حتی المقدور بیکار نشینید توی خونه حتی برای چند روز ،حتما یه کار الکی هم که شده برای خودتون جور کنید وخیلی تو خونه نمونید خطرناکه!!





هری پاتر و یادگاران مرگ

14 08 2007

تقریباً دو هفته پیش بود که کتاب هفتم هری پاتر (هری پاتر و یادگاران مرگ) منتشر شد. مدت ها بود که انتظارشو می کشیدم! شاید از نظر شما بچگانه باشه یا شایدم از این جور کتاب ها خوشتون نیاد، اعتراف می کنم که خودم هم وقتی که دو جلد اول کتاب منتشر شده بود،در برابر وسوسه خواندنش مقاومت کردم، نمی خواستم کتابی بخونم که پر از دری وری های بچگانه باشه! اما بالاخره نتونستم مقاومت کنم و برای تفنن هم شده یه سر کوچولو به کتاب زدم، می خواستم چند صفحه از کتاب رو بخونم که ببینم نثر و سیاقش چه جوریه! اما امان از نثر رولینگ و دنیای بچگانه اش! خوندن همون چند صفحه باعث شد که من تقریباً در عرض دو روز هر دو جلد کتاب رو تموم کنم! (عادت بد من هنگام خوندن یه کتاب جالب هم همینه!) بعد خوندن کتاب چند روزی رو تو این فکر بودم که چه طور می شه یه نویسنده این قدر خلاق باشه و این طور زیبا بنویسه! البته بعد خوندن دو جلد اول کتاب پشیمون شدم؟! چون باید برای جلدهای بعدیش صبر می کردم ، منم که حوصله صبر کردن نداشتم، خلاصه با هر مکافاتی بود سر خودم رو گرم کردم تا این که جلد های بعدی کتاب منتشر شد، اما امان از انتظاری که واسه جلد هفتم کشیدم! (یادم می یاد 14 سالم بود که دوره 21 جلدی آثار دوما به نام قبل از طوفان و بعد طوفان رو خوندم حدوداً یک سال طول کشید که جلدهای کتاب رو پیدا کردم و خوندم حالا تصور کنید که اگه دوما هم عصر ما بود و می خواست کتاباشو مثل رولینگ چند سال یکبار منتشر کنه چی می شد؟! من که قبل خوندن کتابهاش ریق رحمت رو سر کشیده بودم؟!) بعد انتشار جلد هفتم (از شانس خوب من دو روز بعدش امتحان قلب داشتم) من که این همه مدت صبر کرده بودم حالا واقعاً بی تاب بودم، نه می تونستم دل از کتاب بکنم نه دلم راضی می شد که دوره قلب رو تجدید بشم؟! خدا اون روزو نیاره که بین دو راهی قرار بگیرید خلاصه مجبور شدم اول متن انگلیسی هری پاتر 7 رو بخونم بعد برم سر درس و مشقم؟! حالا تصور کنید من با چه مشقت و جون کندنی کتاب می خونم؟!

البته از حق نگذریم حتی اگه کورس قلب رو به خاطر هری پاتر تجدید دوره می شدم هم باکی نبود، هری پاترو عشق است!

از شوخی گذشته، کتاب واقعاً عالی بود، هر چند یه اشکالات ریزی هم داشت که اون هم قابل اغماضه، خلاصه اگه شمام جزو اون دسته از افرادی هستید که مثل من فکر می کنید، حتماً شک وتردید رو کنار بگذارید و یه سر کوچولو به کتاب بزنید، مطمئن باشید ضرر نمی کنین!

لینک ها:

هری پاتر و یادگاران مرگ

جی کی رولینگ (زندگی نامه و سایت رسمی)

هفتگانه هری پاتر

لینک دانلود کتاب





چون رود جاری باش!

14 08 2007

امروز می خوام در مورد یکی از کتاب های پائولوکوئلیو صحبت کنم به نام چون رود جاری باش! (تاریخ انتشارسال 2005)این کتاب هم مثل بقیه کتاب های کوئلیو توسط ناشر برگزیده آثار کوئلیو در ایران یعنی نشر کاروان منتشر شده ، کتاب چون رود جاری باش مجموعه ا ی از عقاید و قصه ها و نظرات کوئلیو ست. داستان سفرها و برداشت های شخصی او از زندگی است. البته به زیبایی نوشته های قبلی کوئلیو مثل مکتوب 1 یا 2 نیست اما خواندن این کتاب هم مثل بقیه کتاب های کوئلیو مسلماً خالی از لطف نخواهد بود .هر داستان از این کتاب دارای حکمتی است که بسته به دیدگاه خواننده متفاوت خواهد بود. در واقع ویژگی آثار پائولو کوئلیو نیز همین است که هر فرد با هر عقیده و مرامی را ارضاء می کند. در این جا چند قسمت برگزیده از کتاب را برای آشنایی بیشتر شما قرار می دم:

برای زنی که متعلق به همه ی زنان است(متن پائولو برای شیرین عبادی ایرانی برنده جایزه صلح نوبل2003)

«مولوی، شاعر ایرانی زمانی گفت: زندگی به شاهی می ماند که کسی را برای انجام مأموریتی به شهر دیگری می فرستد. آن مرد می رود و صد کار می کند، اما اگر کاری را نکند که به آن مأمور است،گویی هیچ نکرده.

به زنی که مأموریت و رسالتش را فهمید.

به زنی که به جاده نگریست و راه دشواری در پیش رویش دید.

به زنی که بر این مشکلات سرپوش نگذاشت، آن ها را مرئی و فاش کرد. به او که نگذاشت تنهایان تنها بمانند،به گرسنگان و تشنگان عدالت خوراک داد، باعث شد ستمگر نیز به اندازه ی ستمدیده رنج ببرد، به زنی که همواره درهایش را گشوده نگاه داشت، دست هایش را در کار،گام هایش را در حرکت.

برای زنی که اشعار حافظ ایرانی را تجسم بخشید، که حتا هفت سال نیکروزی، هفت روز ستم را توجیه نمی کند.»

«یک روز خردمندی به شهر اکبر رسید. مردم اهمیت چندانی به حضور او ندادند و به پند و اندرز های او توجهی نکردند. پس از مدتی، روش خنده و طنز و کنایه را در برابر مردم شهر در پیش گرفت.

یک روز عصر، وقتی از خیابان اصلی اکبر می گذشت،گروهی زن ومرد شروع کردند به توهین کردن به او. به جای آن که خودش را به نفهمیدن بزند، به طرف آن ها رفت و آن ها را تبرک کرد.

مردی گفت:« آقا،نکند شما ناشنوایید؟ ما به شما بد وبیراه می گوییم و شما ما را تبرک می کنید!»

خردمند گفت:«هر یک از ما تنها می تواند آنچه را دارد به دیگران عرضه کند.»( مصداق ضرب المثل از کوزه همان برون طراود که در اوست)»

این هم اشعاری از مانوئل باندئیرا که اسم کتاب از آن الهام گرفته شده:

چون رود جاری باش

خاموش در شباهنگام

نترس از تاریکی

اگر درآسمان ستاره ایست،

تو نورش را بازتاب

وگر ابری گذرد از آن بالا،

یادآر که از آب است ابر، هم چون رود.

پس آنان را نیز با شادمانی بازتاب

در ژرفنای آرام خویش

لینک ها:

پائولو کوئلیو(زندگی نامه)

عکس هایی از پائولو کوئلیو

انتشارات کاروان