دل نوشت

16 09 2007

انسان زاده ی تخیلات خویش است.هر که در این عالم غرقه در تخیل نگشت آن چنان رنج خواهد کشید که هر روز در آرزوی در آغوش کشیدن مرگ خواهد بود!انسان زاده ی غم است،اگر غم نبود شادی معنا نمی یافت.»انسان آن چنان عمیق درد می کشید که ناگزیر از اختراع خنده بود»!

انسان زاده ی نسیان و فراموشی است ،چنان فراموش کار که غم های بزرگ را با آمدن لحظه های اندک شادی به دست فراموشی می سپرد.

افسوس بر این آینه ی تباهی و فراموشی که جز  آینده و گذشته چیز دیگری در آن هویدا نیست،چه خوش است دیدن حال و زندگی در حال و چه بهتر نفس کشیدن و زندگی کردن در این دنیا نه در آرزوی زندگی کردن به سر بردن!

آه ای شب های بی نهایت کنار روید تا  اولین بارقه های آفتاب مشرق را حس کنم،نمی خواهم در تاریکی سرگردان باشم،نمی خواهم چشم هایم  به دریچه های تاریک باز شود! نمی خواهم حسرت بخورم،می خواهم باشم و با اولین انوار طلایی خورشید اولین تلألو نور را در آغوش کشم و آن هنگام که مرگم فرا رسد،چون نسیمی ملایم که بر صورت کودکی گریان می وزد از مقابل تمام خاطراتم بگذرم!چه زیباست آن لحظه اگر پرده های ظلمت فروافتد!

Advertisements




هلال ماه را دریابیم

16 09 2007

سه چهار روزی می شه که از ماه رمضان می گذره،سالهاست که در ایران رویت هلال با مشکل اساسی روبروست! به نظر می رسه که ماه با ما ایرانیان قهر است! حلول ماه رمضان در تاجیکستان و سنگاپور اعلام می شه اما هنوز ایرانیان شکاک ماه را رویت نکرده اند؟! تازه روز اول ماه رمضان ساعت 11 صبح اعلام می شه که بله مسلمانان عزیزمی توانند از این ساعت به بعد اعمال روزه داران را انجام دهند!

اما این تمام ماجرا نیست،روزهای اول ماه رمضان که روزه نیستیم یا یوم الشک است، روز عید سعید فطر هم که روزه ایم! (وقتی پای حرف ریش سفیدای خانواده می شینم همشون همینو می گن که قدیما این جوری نبود،یه نفر می رفت بالای یه بلندی واسه دیدن ماه ،هر وقت ماه رویت می شد با طبل و ساز اومدن ماه جدید رو به همه اعلام می کرد،شاید بهتر باشه واسه دیدن ماه شوال منم همین کاروبکنم!)

در هر صورت من که بی خیال رأی ملت ،هر روزی خواستم روزه می گیرم و هر روز هم که خواستم عید اعلام می کنم،کسی هم نمی تونه دخالت کنه چون اختیار است،اختیار است،اختیار!