تعویذ – شاملو

31 12 2007

به چرک می نشیند

                      خنده

به نوار ِ زخم بندی اش ار

                           ببندی

رهای اش کن

رهای اش کن

                     اگر چند

قیلوله ی ِ دیو

            آشفته می شود.

*

چمن است این

جمن است

با لکه های ِ آتش خون ِ گل

بگو چمن است این،تیماج ِ سبز ِ میر ِ غضب نیست

حتا اگر

      دیری است

                   تا بهار

بر این مسلخ

بر نگذشته باشد.

*

تا خنده یِ مجروح ات به چرک اندر نشیند

رهای اش کن

چون ما

           رهای اش کن!

Advertisements




شبانه

28 12 2007

شاملو رو دوست دارم اما نه به اندازه ی اخوان! این روزها بدجور به خوندن شعرای شاملو عادت کردم. شعر تنها فریادی است که هیچ وقت خاموش نمی شه،تنها صدایی که همیشه خواهد ماند!

*

مرگ ِ من سفری نیست

                             هجرتی است

از وطنی که دوست نمی داشتم

به خاطر ِ نامردمان اش.

خود آیا از چه هنگام این چنین

آئین ِ مردمی

               از دست

                          بنهاده اید؟

                   ***

پر ِ پرواز ندارم

                  امّا

دلی دارم در حسرت ِدرناها.

و به هنگامی که مرغان ِ مهاجر

در دریاچه ی ِ ماه تاب

                       پارو می کشند،

خوشا رها کردن و رفتن!

خوابی دیگر

                به مردابی دیگر!

خوشا ماندابی دیگر

                       به ساحلی دیگر

                                     به دریایی دیگر!

خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،

خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!

 آه، این پرنده

در این قفس ِ تنگ

نمی خواند.

                  ***

پ.ن: تمام هنر شعری شاملو در یک جمله خلاصه است:

خوشا پرکشیدن،خوشا رهائی،

خوشا اگرنه رها زیستن،مردن به رهائی!





میگرن – تاریخچه کلمات

24 12 2007

سوراخ های موجود بر جمجمه های 9000 ساله، شواهدی حاکی از تحقیقات متعدد بر روی علل سردرد دارد،هرچند که شواهدی علمی برای اثبات این فرضیه در دست نیست. سردرد و امراض عصبی در مدارک پزشکی مصریان باستان، مربوط به 1200 سال پیش ازمیلاد،ثبت شده است.

در 400 سال قبل از میلاد بقراط حکیم مراحل aura را که مقدم بر سردردهای میگرنی است شرح داد. به نظر می رسد که Cappadocia اولین کسی بود که میگرن یک طرفه را کشف کرد. migraine در اصل واژه ای فرانسوی است که از کلمه ی » hemicrania «یونانی مشتق شده است. اولین بارGalenus از اصطلاح (hemicrania» (half-head» استفاده کرد که بعدها واژه ی میگرن از آن مشتق شد.او تصور می کرد رابطه ای بین مغز و معده وجود دارد(به خاطر تهوع و استفراغ و سردردی که در حملات میگرن دیده می شود). هم چنین برای تسکین درد میگرنی ،پزشک اسپانیایی به نام Abulcasis (یا Abu El Quasim ) پیشنهاد کرد که از یک قطعه آهن داغ یا جاگذاری سیر ،داخل شکاف تعبیه شده در جمجمه استفاده کنند!

در قرون وسطی برای تسکین سردردهای میگرنی از آهن داغ یا حجامت و حتی جادوگری استفاده می کردند.ابوعلی سینا میگرن را دردی ناشی از صفرای زرد توصیف کرده و در کتاب القانون فی الطب آن را این چنین توصیف کرده است:»حرکات جزئی،نوشیدن ، خوردن و صداها درد را تحریک می کنند.بیمار قادر به تحمل صداها و نور نیست.بیمار باید در تاریکی و به تنهایی استراحت کند.»

ابوبکر محمد بن زکریای رازی سردرد را بخشی از تغییرات سیکل در زنان دانسته: » و برخی از سردردها در زنان مکن است بعد از زایمان یا سقط و در یائسگی یا دیس منوره ایجاد شود.»

در سال 1712 ، پنج فرم میگرن طبقه بندی و منتشر شد که واژه ی «Megrim»  (اصطلاح قدیمی انگلیسی که به hemicrania اشاره دارد)،تحت عنوان میگرن کلاسیک طبقه بندی شد.

Graham و Wolff در 1938 مقاله ای در حمایت از اثر ergotamine در تسکین درد میگرن منتشر کردند، در قرن بیستم Harold Wolff نظریه ی واسکولار  خود را در مورد میگرن منتشر کرد.پس از آن نظریه نورولوژیک مطرح شد که نظریه واسکولار(عروقی) Wolff را به چالش طلبید.





مونونوکلئوز عفونی

23 12 2007

Infectious Mononucleosis یا مونونوکلئوز عفونی سندرم بالینی شامل تب،فارنژیت و آدنوپاتی است که با ویروس EBV ارتباط دارد. این بیماری بااسامی مختلفی از جمله تب غده ای (glandular fever )نیز شناخته می شود.

ویروس EBV از طریق تماس نزدیک با ترشحات بدن یا ترشحات تازه ی دهانی حلقی(oropharyngeal ) منتقل می شود. EBV سلول های B را در اپی تلیوم پوشاننده ناحیه oropharyngeal را آلوده کرده و این سلول های B در گردش هستند که با گردش در تمام سیستم رتیکولواندوتلیال از قبیل کبد، طحال  و غدد لنفاوی  محیطی ،عفونت را منتشر می کنند. عفونت با  ویروس اپشتن بار(EBV ) باعث تحریک پاسخ ایمنی و سلولی می شود. پاسخ ایمنی همورال علیه پروتئین های ساختاری ویروس اپشتن بار ،اساس تست تشخیصی مونونوکلئوز عفونی(IM ) است. پاسخ لنفوسیت های T در کنترل IM ضروری است. سلول های کشنده طبیعی (NK) و سلول های کشنده +CD8 از پرولیفراسیون لنفوسیت های B آلوده به EBV جلوگیری می کنند.پاسخ سریع و کافی سلول های T در کنترل اولیه IM و پیشگیری مادام العمر از EBV ضروری است.

پاسخ ایمنی به عفونت IM به دلیل رهایش سایتوکاین های مختلف در پاسخ به لنفوسیت های آلوده به EBV ، با تب آغاز می شود،فارنژیت(التهاب گلو) به دلیل پرولیفراسیون لنفوسیت های B آلوده به ویروس در بافت لنفوئیدی دهانی – حلقی ایجاد می شود.

عفونت با EBV یکی از علل شایع فارنژیت در تمام سنین (به ویژه جوانان) در US می باشد. بیماران مبتلا به IM بیش از همه دچار خستگی شدید شده که ممکن است پس از سه ماه به طور تدریجی برطرف شود.در بعضی از افراد پس از بهبودی از عفونت فرد وارد یک مرحله مزمن خستگی بدون علایم عفونت با EBV می شود که به آن  (chronic fatigue syndrome  (CFS می گویند.این سندرم در نتیجه ی ویروس اپشتن بار نیست اما ممکن است عفونت با EBV باعث ایجاد این شرایط شود.مرگ و میر ناشی از IM ناشایع است اما ممکن است به دلیل پارگی خودبه خود طحال و به عنوان اولین علامت بیماری باشد. بسیاری از موارد IM تحت بالینی بوده و ممکن است تنها نشانه ی بیماری پاسخ سرولوژیکی مثبت باشد.درگیری CNS و انسداد راه هوایی ممکن است مرگ و میر ناشی از IM را افزایش دهند.

اغلب بیماران مبتلا به عفونت EBV بدون علامت بوده و یا علایم اندکی از خود بروز می دهند.تقریباً 90% بزرگسالان سابقه ای از عفونت EBV را دارند. دوره کمون EBV حدود 2-1 ماه بوده ،بیشتر بیماران سابقه ی خستگی طولانی و دردعضلانی را با عفونت EBV گزارش می دهند. بیماران معمولاً تب خفیفی دارند ولی لرز در این بیماران ناشایع است.درد عضلانی و مفصلی نسبت به دیگر عفونت های ویروسی کمتر شایع است.تهوع،بی اشتهایی، بدون استفراغ از علایم شایع است. سرفه ، ترس از نور و درد قفسه سینه ممکن است از علایم IM باشند.

داروی های ضد ویروسی مثل آسیکلوویر و گان سیکلوویر در درمان EBV کارایی ندارند.بیمارانی که دچار پارگی خودبه خود طحال می شوند به جراحی نیاز دارند،برای بیمارانی که دچار انسداد راه های هوایی شده اند از استروئید ها استفاده می کنند.IM نیاز به رژیم غذایی خاصی ندارد،هنوز RF خاصی برای IM (به جز تماس نزدیک با ترشحات دهانی حلقی بیمار آلوده با EBV ) شناسایی نشده است.بیماری که به IM مبتلا هستند باید حداقل 3 هفته استراحت مطلق داشته باشند.

بیمارانی که کشت گلو برای کلونیزاسیون استرپ گروه A در آن ها مثبت هست نباید برای IM درمان شوند زیرا درمان این افراد باعث بروز راش های ماکولوپاپولار می شود.

منبع





پرنده فقط یک پرنده بود!

21 12 2007

پرنده گفت:» چه بوئی، چه آفتابی،آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.»

پرنده از لب ایوان پرید،مثل پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده قرض نداشت

پرنده آدم ها را نمی شناخت

پرنده روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و  لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

پرنده،آه،فقط، یک پرنده بود.

فروغ فرخزاد





ترامادول- داروخانه

17 12 2007

 (tramadol (TRAM a dol یک مسکن شبه مخدر است که با اسم های تجاری Ultram, Ultram ER (و بایومادول)از سال 1995 وارد بازار دارویی شده است.در ابتدا تصور می شد که به دلیل اثرات خفیفی که ترامادول در تسکین درد داشته و هم چنین به دلیل خواص مخدری ضعیفی که دارد، می توان از آن به عنوان داروی ترک اعتیاد استفاده کرد اما بعدها گزارشاتی از وابستگی و علایم شدیدتری از ترک مصرف (به دلیل اثر دارو بر گیرنده های مخدر(µ-opioid) در دستگاه عصبی مرکزی)در افرادی که از آن به عنوان داروی ترک اعتیاد یا برای کاهش درد ناشی از ترک اعتیاد استفاده می کردند،ارائه شد.در صورت اعتیاد به ترامادول، ترک اعتیاد باید تحت نظر پزشک و به صورت کاهش تدریجی دوز مصرفی باشد.

موارد مصرف قانونی:

ترامادول برای تسکین دردهای متوسط تا شدید در بزگسالان استفاده می شود.

اطلاعاتی که در مورد ترامادول باید بدانیم

نکته مهم:افرادی که به مواد مخدر یا الکل معتاد هستند نباید از ترامادول استفاده کنند. در این افراد در صورت مصرف ترامادول ممکن است تشنج ایجاد شود.احتمال تشنح در افرادی که سابقه ی تشنج یا سابقه ی جراحت مغزی دارند و یا از داروهایی مثل ضدافسردگی ها،شل کننده های عضلانی و داروهای ضد تهوع و استفراغ استفاده می کنند،بیشتر است. 

استفاده بیش از حد (Overdose ) می تواند کشنده باشد.علایم Overdose دارو عبارتند از: خواب آلودگی،تنفس کم عمق،کندی ضربان قلب،ضعف مفرط،پوست سرد و مرطوب ، احساس سبکی سر،غش یا کما.

به دلیل وابستگی که ترامادول ایجاد می کند،نباید مصرف آن را به دیگران توصیه کرد(به ویژه فردی که سابقه اعتیاد دارویی دارد) و تنها باید توسط فردی که دارو برای او تجویز شده استفاده شود.ترامادول می تواند باعث اختلال واکنش های عصبی و قدرت تفکر فرد شود، از این رو  هنگام استفاده از این دارو از رانندگی خودداری شود.

 مصرف ترامادول را نباید به طور ناگهانی قطع کرد، قطع ناگهانی ترامادول باعث سندرم ناخوشایند قطع مصرف می شود که علایم آن عبارتند از: اضطراب،تعریق،تهوع،اسهال،ترمور(رعشه)،لرز،توهم،اختلال خواب یا مشکلات تنفسی .

نباید ترامادول را همراه با این مواد استفاده کرد:

– الکل یا مواد مخدر

-داروهای مخدر ضد درد

– داروهای آرامش بخش از قبیل والیوم

– داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب

– داروهای ضد اختلالات دو قطبی و اسکیزوفرنی(جنون جوانی)

ترامادول در دوران حاملگی و شیردهی به دلیل اثرات مضر بر روی جنین و نوزاد منع مصرف دارد. ترامادول نباید برای افراد زیر 18 سال تجویز شود.

نحوه مصرف دارو

قرص های ترامادول را نباید خرد کرد (از پودر قرص خرد شده نباید به صورت استنشاقی یا رقیق شده با مایع استفاده کرد چون باعث اثرات تهدید کننده حیات،Overdose یا مرگ می شود)،این دارو تنها به صورت قرص خوراکی استفاده می شود.در صورتی که با تجویز پزشک ترامادول مصرف می کنید،بدون کم و کاست از نسخه ی پزشک پیروی کرده و از مصرف دوزهای بالاتر دارو خودداری کنید.نباید بیش از 300 میلی گرم در روز استفاده شود.ترامادول را با یک لیوان پر آب مصرف کنید.هم چنین می توان دارو را با یا بدون غذا مصرف کرد اما هر بار به روشی مشابه از دارو استفاده کنید(مثلاً اگر بار اول با غذا مصرف می کنید تا آخر دوره درمانی همین روش را ادامه دهید).

اگر از قرص های آهسته رهش استفاده می کنید ممکن است قرص را در مدفوع خود ببینید که امری طبیعی است.دوزهای مصرفی خود را بدون نظر پزشک تغییر ندهید.

در صورت فراموش کردن یک دوز در اولین فرصت دوز فراموش شده را مصرف کنید ، اگر نزدیک دوز بعدی دارو باشد،بدون توجه به دوز فراموش شده،زمان بندی دارویی را رعایت کنید.

اثرات جانبی دارو

– علایم آلرژی از قبیل خارش،مشکلات تنفسی،ورم صورت،لب ها و زبان یا گلو

– تشنج

-راش های قرمز،تاول پوستی

– تنفس کم عمق و ضربان ضعیف

اثرات جانبی کم اهمیت تر:

– خواب آلودگی و گیجی،تهوع،استفراغ،یبوست،کاهش اشتها، لکه های بینایی،فلاشینگ(قرمزی،گرمی ) و بی خوابی.

تداخلات دارویی ترامادول

– مهارکننده های MAO از قبیل : ایزوکربوکساید (Marplan)،ترانیل سیپرومین (Parnate)،فنلزین (Nardil)،سلژلین (Eldepryl, Emsam).

-داروهای ضد افسردگی از قبیل آمی تریپتیلین (Elavil)،سیتالوپرام(Celexa)،کلومی پرامین (Anafranil)،دزی پرامین(Norpramin)،فلوکستین(Prozac, Sarafem).

در صورت مصرف کاربامازپین، وارفارین، دیگوکسین، کتوکنازول، اریترومایسین، ریفامپین و کینیدین قبل از استفاده از ترامادول ،پزشک خود را در جریان بگذارید.

منبع

پ.ن: این پست را تقدیم می کنم به شیخ وردپرس.





تاریخچه کلمات – سیفلیس

15 12 2007

واژه ی syphilis توسط پزشک و شاعر ایتالیایی Girolamo Fracastoro در یکی از رزمنامه هایی که به لاتین سروده به نام Syphilis sive morbus gallicus(سیفلیس یا بیماری فرانسوی)،در 1530 اختراع شد. شخصیت اصلی این داستان چوپانی به نام Syphilus است.Syphilus و پیروانش به دلیل مخالفت با آپولو اولین کسانی هستند که به این بیماری مبتلا شده اند!

Fracastoro با اضافه کردن پسوند is_ به  Syphilus ،اسمی جدید برای این بیماری اختراع کرد،تا قبل از ابتکار  syphilis ،Fracastoro در ایتالیا و آلمان «بیماری فرانسوی «،در فرانسه»بیماری ایتالیایی»،نامیده می شد،هم چنین هلندی ها به آن «بیماری اسپانیایی» و روسی ها «بیماری لهستانی» می گفتند!

در قرن 16 برای افتراق آن از آبله (smallpox )به آن آبله بزرگ می گفتند.از اصطلاحات «lues» و «Cupid’s Disease»(بیماری کوپیدون خدای عشق) و شیر سیاه (در اسکاتلند) نیز برای آن استفاده می کردند.

پ.ن: در تاریخ آمده که هیتلر بزرگ هم به این بیماری مبتلا بوده اند!

منبع